- دسته‌بندی نشده

برخاسته از خاکستر، در جست و جوی آتش… | نقد و بررسی بازی Remnant From the Ashes

برخاسته از خاکستر، در جست و جوی آتش… | نقد و بررسی بازی Remnant From the Ashes

تجربه بازی های مختلف، در قالب بخش Co-op و مشارکتی، می تواند تجربه ای جذاب، متفاوت و بسیار سرگرم کننده و لذت بخش را به ارمغان بیاورد. خصوصا اگر دوستان شما از لحاظ مهارت، توانایی و آشنایی در سطح مطلوب و استانداردی قرار داشته، و همچنین بازی مورد نظر نیز پتانسیل مناسبی برای سرگرم ساختن مخاطبان داشته باشد. تجربه ماجراجویی در سیاهچال ها، زیر زمین ها، جنگل ها ، سرزمین ها و دنیاهای متفاوت، می تواند به راحتی حس یک سفر جذاب و پرمخاطره را به آدم منتقل سازد. به صورت کلی نیز عناوین Co-op محور از مقبولیت و محبوبیت خوبی برخوردارند و اگر عنوانی ویژگی‌هایی قابل توجه را دارا باشد، مخاطبان به امید یک ماجراجویی جذاب در کنار دوستانشان حتما آن بازی را تهیه خواهند ساخت. برای مثال در همین امسال بود که نسخه دوم عنوان Tom Clancy The Division عرضه شده، و مورد استقبال بسیار گسترده مخاطبان در سرتاسر جهان قرار گرفت. چه کسی از انجام ماموریت ها و فعالیت های مختلف در کنار دوستان خود آن هم با روایتی مناسب خوشش نمی آید؟ اگر به همین چند سال گذشته نیز نگاه کنیم می توانیم عناوین مختلف Co-op محوری را مثال بزنیم.

در کنار توجه نسبتا قابل توجه سازندگان به عناوین Co-op, خصوصا آنلاین، در چند سال اخیر شاهد عرضه عناوین پرتعدادی بودیم که سری سولز را به عنوان بزرگ ترین منبع الهام خود قرار داده، و با بهره گیری از عناصر و المان های اصلی عناوین Fromsoftware, دست به ساخت عناوین مختلفی زدند. از The Surge و Lords of The Fallen گرفته، تا Nioh و دیگر عناوین کوچک و بزرگ دیگر. اما در این مقاله به سراغ نقد و بررسی عنوانی خواهیم رفت ک المان های محبوب و اصلی سولزبورن، مثل سختی بالا، محدودیت های کلی و موارد مشابه را به دنیایی ماجراجویانه که کاملا Co-op محور است آورده، و نتیجه هم عنوانی جذاب، سرگرم کننده و البته بسیار سخت و چالش برانگیز است. پس با من و گیمفا همراه باشید با نقد و بررسی عنوان Remnant: From the ashes…

با نقد و بررسی Remnant from the ashes, که عنوانی Co-op محور آخرالزمانی، با الهام گیری از سری سولزبوزن است با من و گیمفا همراه باشید…

داستان عناوین آخرالزمانی، تا حد بسیار زیادی در کلیت با یکدیگر مشابه اند. وقوع یک فاجعه، که می تواند نتیجه حماقت و اشتباه انسان ها باشد. حمله موجودات فضایی، ظهور و گسترش هیولاها یا عوامل دیگر همواره آغازگر اتفاقات در یک عنوان آخرالزمانی هستند. حال مهم نیست در مورد Horizon Zero Dawn صحبت می کنیم، یا Fallout, یا حتی عناوین کوچک و مستقل…چون شروع تمامی آنها و درون مایه اصلی این دسته عناوین شباهت انکارناپذیری با یکدیگر دارد. در ادامه اتفاقات عناوین آخرالزمانی هم بازیبازان معمولا نقش یکی یا چند تن از بازمانده ها را بر عهده گرفته، و برای بقا تلاش می کنند. حال ممکن است اهداف بزرگ تری چون نجات دنیا و مردم نیز در ساختار کلی داستان به کار رفته باشد.

عنوان Remnant نیز وضعیتی کاملا مشابه با دیگر عناوین هم سبک دارد. اکنون دنیا به تسخیر هیولاها و موجودات مختلف درآمده، و بازیبازان کنترل یکی از معدود بازماندگان ها و انسان ها را بر عهده گرفته، و به صورت تک نفره یا با همیاری دو تن از دوستان خود، به نبرد با این هیولاها در مکان های مختلف می پردازند به امید رسیدن به فردایی بهتر. بقا، امید و تلاش…کلماتی که در بطن تمامی بازی ها و یا فیلم های آخرالزمانی دیده می شود در اینجا هم بسیار پر رنگ هستند.

با وجود این که بازی قابلیت تجربه کردن به صورت انفرادی یا همان Solo را داراست، اما بلاشک جذابترین، کامل ترین و بهترین تجربه ای که می توان از Remnant کسب کرد از طریق بخش Co-op و در قالب یک تیم سه نفره است. ما سه تا، شما همه!!!

اما می دانید مشکل کجاست؟ مشکل این جاست که به نوعی حتی سازندگان نیز به همین داستان کلی و کلیشه ای اکتفا کرده و تلاشی برای به بلوغ رساندن داستان و اتفاقات نمی کنند. این نکته مسأله ای بسیار مهم و حیاتی است. وقتی خود سازندگان آنچنان بر روی داستان و اتفاقات مانور نداده، و به ارائه اطلاعات داستانی از طریق برخی دیالوگ های دست و پا شکسته یا نوشته های محدود و خاص بسنده می کنند، در نتیجه از مخاطبان نیز انتظار زیادی نمی رود که بخواهند داستان باری را عمقی درک کرده، و به صورت کامل غرق در اتفاقات و پیچش های داستانی شوند. داستان بازی را شاید بتوان بیشتر بهانه ای دانست برای خلق محیط ها و مناطق گوناگون جهت کمک بیشتر به گیم پلی بازی. چون صادقانه بگویم، اتفاقات و دستورات کلی بازی سطحی و کلی هستند و حتی آنچنان در برانگیخته کردن حس کنجکاوی مخاطبان نیز موفق عمل نمی کنند. برای مثال اگر قرار است به منطقه شهری متروکه رفته، و هیولاهایی که اکنون در آنجا پرسه می زنند را نابود سازید، آنچنان دلیل و نکته خاصی برای این کار وجود ندارد و حتی صحبت های شخصیت های فرعی یا اطلاعات مختلفی که به طرق گوناگون کسب می کنید نیز آنچنان نقشی در باز کردن گره های داستانی و یا رنگ و بو بخشیدن به روایت سطحی داستان بازی ایفا نمی سازند.

البته اشاره به این نکته ضروری است که داستان در عنوانی به مانند Remnant که تمرکز اصلی اش بر روی بخش های دیگر است آنچنان مهم و حیاتی محسوب نمی شود. چون پس از نبرد با دشمنان و مواجه شدن با چالش های مختلف، دیگر سطحی بودن روایت داستان آنچنان به چشم نخواهد آمد چون شما به شدت درگیر مبارزه با هیولاها و موجودات دیگر هستید. البته بدیهی است که اگر با داستانی جذاب تر، روایتی کامل تر و پخته تر و همچنین شخصیت های چند لایه طرف بودیم، حس و اذت ناشی از انجام مراحل و پیشروی در بازی می توانست حتی بیش از پیش شود.

بخش داستانی بازی کم اهمیت ترین بخش بازی محسوب می شود. روایت داستان ضعیف، سطحی و کلیشه ای است و آنچنان نکته یا ویژگی جذاب و جالبی به همراه ندارد. شخصیت های مختلفی که در نقاط مختلف باری با آن ها برخورد می کنید نیز فقط اطلاعاتی کلی و نسبتا مبهم در اختیار شما میگذارند و آنچنان کمک مفیدی محسوب نمی شوند.

اما گیم پلی بازی جایی است که Remnant: From the ashes حرفهای بسیار زیادی برای گفتن دارد. اول از همه بگویم هر چند که Remnant عنوانی Co-op محور محسوب می شود و تمرکز اصلی آن بر روی همکاری جهت پیشروی هر چه بهتر است، اما امکان تجربه بازی به صورت تک نفره و انفرادی یا همان Solo نیز وجود دارد. هر چند پیشنهاد می کنم تجربه بازی به صورت Co-op را در اولویت قرار دهید چون در بخش Co-op و در قالب تیم سه نفره است که بازی می تواند از حداکثر پتانسیل های موجود خود استفاده کند. چون هم پیشروی در بازی و پشت سر گذاشتن مأموریت ها و مراحل به صورت سه نفره و در قالب کار گروهی لذت بیشتری دارد، و هم این که دردسر های کمتری را نیز به همراه دارد. منظور من از دردسر، سختی ناعادلانه و غیر منطقی بازی در برخی از لحظات یا باس فایت ها در بخش Solo است. درست است که تقریبا نیمی از باس ها آنچنان دردسر و مشکل خاصی را برای شما ایجاد نخواهند کرد، اما با این وجود برخی باس ها یا برخی مأموریت ها، آنچنان شما را در تنگنا قرار داده و به شما فشار وارد خواهند کرد که ممکن است کمی احساس دل زدگی و عصبانی پیدا کنیم. بد نیست به این نکته اشاره کنم که سخت بودن بازی به صورت کلی نکته ای بسیار جذاب و مفید است خصوصا آنکه در بخش تیمی به نوعی بازیبازان را مجبور می کند با یکدیگر همکاری کرده و استراتژی های متفاوت را اتخاذ کنند. اما وقتی که شما به صورت انفرادی مشغول بازی هستید، سختی و چالش تقریبا ناعادلانه بازی کم کم خود را نشان خواهد داد. در بسیاری از لحظات شما با تعداد زیادی از دشمنان یا هیولاها محاصره خواهید شد،دشمنان بی وقفه و پشت سر هم به شما حمله خواهند کرد و بدتر از همه اینکه برخی باس ها به خاطر بهره بردن از برخی مهارت ها و حملات خاص، آنچنان در آسیب رساندن قدرتمند هستند که یک کمبو ساده از حملات آنها، به راحتی می تواند شما را از پای در بیاورد. و در عین حال هنگام مبارزه با بسیاری از باس ها، به صورت همزمان باید با سربازان و اطرافیان باس نیزدست و پنجه کرم کرده و مراقب آنها باشید. چون تنها چند لحظه غفلت می تواند به بهای جان شما تمام شود.

مبارزات و نبرد های بازی سخت، سریع، جذاب و لذت بخش است. توجه به محیط اطراف و همچنین کوچک ترین حرکات دشمنان بسیار حیاتی و مهم است.

اما هنگام تجربه به صورت Co-op, نبرد با دشمنان بین هر سه عضو تیم تقسیم شده و بنابراین با یک نبرد چالش برانگیز ولی منطقی طرف هستیم که می تواند هم تجربه ای جذاب و سرگرم کننده باشد، هم اینکه نبرد های سخت و چالش برانگیزی را در اختیار مخاطبان قرار دهد. البته این حرف بدان معنی نیست که سختی بازی در بخش Co-op در تمامی لحظات و مناطق بالانس است، چون حتی در بخش Co-op هم ممکن است شاهد لحظاتی باشیم که تعداد دشمنان، قدرت آنها و شرایط محیطی آنچنان با منطق جور در نخواهند آمد. با این وجود در بخش چند نفره این مشکل عدم بالانس سختی بازی در برخی مراحل بسیار کمتر حس شده و تاثیر کمتری خواهد داشت.

برویم سراغ مبارزات و گان پلی بازی. شما در همان اول بازی می تواند چهره و یکسری جزئیات کلی در مورد شخصیت خود را شخصی سازی کرده و تایید کنید. در ادامه شخصیت شما توانایی حمل سه سلاح اصلی و تعدادی آیتم و موارد مختلف یا مشابه دیگر را داراست. از این سه سلاح اصلی، دو سلاح گرم بوده و ممکن است Shotgun, Assault Rifles, Sub machine Gun یا موارد مشابه باشند، و سلاح سوم نیز یک سلاح سرد یا همان Melee Weapons است که در طی نبرد ها و برخورد های رودررو و از فاصله نزدیک، بسیار مفید و کارآمد خواهد بود. در مورد گان پلی بازی نیز باید بگویم فیزیک سلاح ها، انیمیشن های حرکتی و موارد مشابه در سطح بسیار مطلوبی قرار دارند به نحوی که آنچنان مشکل یا انتقادی از بخش گان پلی بازی نخواهید داشت. تنوع بالای سلاح ها نیز خود مزید بر علت است تا تیراندازی در بازی بسیار سرگرم کننده و جذاب باقی بماند.

تنوع مراحل، مناطق و لوکیشن های بازی یکی دیگر از عواملی است که به هرچه جذاب تر شدن Remnant کمک زیادی گرفته است. هنگام تجربه بازی، شما برای کشتن هیولاها و یا انجام کارهای مختلف دیگر به انواع و اقسام مکان ها سفر خواهید کرد. از باتلاق های مه آلود و پر از هیولاهای مختلف گرفته، تا مناطق ساختمانی متروکه تا زیرزمین ها و تونل ها و خیلی مکان های دیگر. تنوع بالای محیط های بازی هم باعث می شود چشم آدم از دیدن محیط ها و رنگ های تکراری خسته نشود، و هم باعث می شود بازی دچار تکرار و یکنواختی نشود…

بلاشک یکی از جذاب ترین بخش های عناوین نقش آفرینی، لحظاتی است که بین منو های مختلف می گردیم، سلاح ها را مقایسه می کنیم، آپگرید ها را استفاده می کنیم و به صورت عمیق آیتم ها را مورد بررسی قرار می دهیم. عناوین نقش آفرینی هم واقعا عالمی دارند…

روند کلی مراحل و ماموریت ها نیز نشخص است. به صورت انفرادی یا در قالب یک تیم سه نفره به مکان ها و لوکیشن های مختلف که همواره مملو از هیولاها و دشمنان مختلف هستند رفته، آنها را نابود سازید تا بتوانید در پایان با باس آن منطقه یا ناحیه مواجه شده و او را از پای دربیاورید. حال ممکن است ماموریت و اهداف بازی به صورت کلی متغیر و متفاوت نیز باشند، اما همه ی این مراحل به سلاخی هیولاها و گذشتن از آنها منتهی می شود. بنابراین آنچنان تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نخواهد شد.

باس های بازی از لحاظ طراحی جذاب و استاندارد بوده، و به لطف قدرت بالا، حملات مختلف یا استفاده از زیردستان پرتعداد، می توانند بسیار سخت و نفس گیر باشند. خصوصا برخی از باس های بازی جانتان را به لبتان خواهند رساند. از لحاظ تعداد نیز بیش از ۲۰ باس مختلف در بازی وجود دارد که عدد مناسب و قابل توجهی است. ذکر این نکته نیز حیاتی است که روند بازی و مراحل به این شکل است که باس ها ترتیب خاصی بزای ظاهر شدن ندارند بنابراین ارزش تکرار بازی نیز افزایش می یابد. از طرف دیگر با یک بار اتمام بازی، تنها نیمی از محتویات را مشاهده خواهید کرد و تجربه دوباره بازی. می تواند مناطق جدیدی را به شما معرفی ساخته و باس های جدیدتری را نیز به شما معرفی سازند.

روند کلی مبارزات نیز مشخص است، وقتی که دشمنان با شما فاصله دارند، با کمک سلاح های گرم مختلف مثل انواع شاتگان، کلت و دیگر سلاح ها به آن ها حمله کرده و آن ها را از پای درآورید. وقتی هم که دشمنان به شما خیلی نزدیک هستند آن وقت با کمک سلاح سرد خود که می تواند هر چیزی باشد(مثلا یک پتک) از هیولاها، دشمنان و باس ها استقبال گرمی به عمل بیاورید!!!

تنوع محیط ها و مراحل بازی بسیار راضی کننده است

بهترین کلمه برای وصف عملکرد گرافیک هنری بازی، کلمه “خوب” است. اگر بخواهیم از لحاظ تکسچر و کیفیت بافت Remnant را با عناوین بزرگ و پرهزینه مقایسه کنیم، بدیهی است Remnant حرفی برای گفتن نخواهد داشت. اما اگر انتشارات از بخش گرافیکی بازی را منطقی و با توجه به شرایط بازی و سازنده مشخص سازیم، گرافیک هنری بازی انتظارات را می تواند براورده سازد. کیفیت بافت ها و اجسام در حد استاندارد و قابل قبولی قرار دارد. نورپرداری مناسب است، سایه زنی ها هر چند که تا حد ایده ال همچنان فاصله قابل توجهی به خود میبیند، اما همچنان حداقل سطح انتظارات را برآورده می سازد. همچنین استفاده از طیف رنگ وسیع و متنوع نیز به هر چه جذاب تر شدن و خوش آب و رنگ تر شدن دنیا و لوکیشن های بازی کمک زیادی کرده است.

در بخش فنی البته وضعیت به خوبی بخش هنری پیش نمی رود. چون شاهد یکسری باگ ها و مشکلات گاه و بیگاه گرافیکی هستیم که بعضا می توانند تلاش های شما و هم تیمی هایتان را به باد دهند. البته آپدیت ها و به روز رسانی های مختلف، تا حدودی دفعات این مشکلات را کاهش داده است، اما همچنان این مشکلات در بازی دیده می شوند.

در مورد موسیقی بازی نیز اجازه دهید توضیحات مختصری بدهم. ساندترک بازی در کل عملکرد رضایت بخشی را از خود به جای می گذارد، چون به خوبی توانسته است با اتمسفر و فضای بازی هماهنگ شود و حس و حال مخاطب را عمیق تر و کامل تر سازد.البته فکر می کنم تعداد موسیقی های متن بازی می توانست بیشتر باشد ولی به هر حال نمی توان ایراد خاصی بر سازندگان در این بخش وارد نمود.

جذاب، سخت و سرگرم کننده. Remnant from the ashes را در این سه کلمه می‌توان خلاصه کرد…

سخن پایانی:

عنوان Remnant from the ashes, تجربه ای خاص، جذاب و چالش برانگیز است که بخش Co-op آن می تواند لحظات به یاد ماندنی را برای شما و دوستانتان بیافریند. به لطف گیم پلی جذاب و سرگرم کننده، تنوع مناسب سلاح های بازی و باس های سخت،پرتعداد و استاندارد، این بازی به خوبی توانسته است المان های موفق سری سولزبورن را استفاده کند، در عین حالی که هویت مستقل خود را نیز داراست. اگر از علاقه مندان به عناوین Co-op محور، یا عناوین سخت و چالش برانگیز هستید، تجربه Remnant: From the ashes به شدت به شما پیشنهاد می شود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *