- دسته‌بندی نشده

نقش‌آفرینی در لباس اکشن | برترین عناوین اکشن-نقش‌آفرینی آفلاین در نسل هشتم (بخش دوم)

نقش‌آفرینی در لباس اکشن | برترین عناوین اکشن-نقش‌آفرینی آفلاین در نسل هشتم (بخش دوم)

سبک Roleplaying Games یا همان نقش ‎آفرینی یکی از سبک‎ های بسیار پر طرفدار در دنیای بازی‎ های رایانه ‎ای می ‎باشد که از زمان قدیم تا به امروز و طی این سال ها علاقمندان زیادی را در سراسر دنیا به خود جذب کرده است. البته در کشور ما کمی اوضاع فرق می ‎کند و این سبک واقعا تا چند سال قبل نه تنها زیاد شناخته شده نبود بلکه همان طور که قبلا نیز خدمت شما عرض کرده ام برخی گاها فکر می‌ کردند وقتی می ‎گوییم بازی RPG یعنی عنوانی که در آن از اسلحه RPG7 استفاده می‎ شود! البته در سال‎ های اخیر و به لطف اطلاع رسانی وسیع‎ تر و دقیق‎ تر وبسایت ‎ها و مجلات مربوط به بازی ‎های رایانه ‎ای و آشناتر شدن بازی ‎بازهای ایرانی با این سبک و البته انتشار عناوین نقش آفرینی غربی با کیفیت که بیشتر از بازی‎ های نقش‎‌ آفرینی ژاپنی باب طبع ما ایرانی ‎‌ها است، همه و همه باعث شده است تا سبک نقش ‎آفرینی در کشور ما نیز کاملا شناخته شده شود و طرفداران زیادی پیدا کند. در این مطلب تمرکز ما بر روی شاخه ای خاص از عناوین نقش آفرینی است که از آنها به عنوان بازی های اکشن نقش آفرینی یا Action-RPG یاد می شود که اتفاقا در کشور ما نیز این نوع نقش آفرینی ها که اغلب غربی هستند، بسیار محبوب تر از عناوین نقش آفرینی نوبتی و ژاپنی هستند. از آغاز نسل هشتم تا امروز که ماه های پایانی این نسل را می گذرانیم، تعداد زیادی بازی اکشن نقش آفرینی تک نفره آفلاین توسط استودیو ها و کمپانی‌ های مختلف ساخته و به بازار عرضه شده و با بازخورد های مختلفی نیز روبرو شده اند که ممکن است موفقیت را به ارمغان آورده باشند و یا با شکست همراه شوند. همچنین ممکن است که سازنده ای با انتشار یک عنوان اکشن نقش آفرینی جدید و زیبا، یک فرنچایز محبوب و جذاب را پایه ریزی کند که در طول سال ها تبدیل به یکی از بهترین ها در این سبک گردد. بدون شک در سبک اکشن نقش آفرینی یا Action-RPG نیز مانند سایر ژانر های مختلف، برخی عناوین شاخص و شناخته شده‌‎ تر از دیگر عناوین هستند و به نوعی حکم معیار و شاخص سنجش در این ژانر را دارند که امروز به این عناوین شاخص می پردازیم. البته توجه داشته باشید که بازی های آنلاین و چند نفره ای مثل الدر اسکرولز آنلاین و دیویژن ۲ و.. در این لیست قرار ندارند زیرا تمرکز ما بر روی بازی های آفلاین تک نفره است و برای لیست بازی های آنلاین اکشن نقش آفرینی مقاله ای جدا وجود خواهد داشت. همچنین دقت کنید که عناوینی که به طور رسمی در ژانر نقش آفرینی طبقه بندی نشده اند در لیست ما جای ندارند و مثلا شاهکاری مثل The Legend of Zelda: Breath of the Wild یا Sekiro که در اساس یک اکشن ماجرایی هستند، در لیست ما قرار نگرفته اند.

برترین عناوین اکشن-نقش‌آفرینی آفلاین در نسل هشتم (بخش دوم)

در واقع در این مطلب قصد داریم تا در دو قسمت به معرفی برترین عناوین اکشن-نقش‌آفرینی آفلاین در نسل هشتم از دید نویسنده بپردازیم و آن ها را برای شما عزیزان معرفی و بررسی کنیم. قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. قطعا جدا از این لیست که بنده تهیه کرده ام تعداد بسیار زیاد دیگری بازی های اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند در این نسل وجود داشته اند که می توانستند در این مطلب حاضر باشند اما به هر حال تعداد محدودیت دارد و نویسنده، عناوینی را که از نظر خود برتر بوده اند در لیست جای داده است. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین عناوین اکشن-نقش‌آفرینی آفلاین در نسل هشتم” بنده است. زیرا که اساس چنین مقالاتی این گونه است و سلیقه شخصی نیز بسیار اهمیت دارد. رتبه بندی و ترتیبی که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه مطرح است البته سلیقه منطقی، نه این که مثلا کسی یک بازی بسیار سطح پایین و ضعیف را بیاورد و در صدر لیست برترین ها قرار دهد و بگوید این سلیقه من است زیرا که این توهین به شعور مخاطب است اما به هر حال سلیقه شخصی نیز در چنین مقالاتی بسیار اهمیت دارد. عناوین این لیست بازی هایی هستند که قطعا نه هیچ کدام از شما و نه هیچ کس در دنیا در قدرتمند بودن آن ها شکی ندارد، تنها می ماند رده بندی آن ها که در اینجا سلائق و علائق با هم متفاوت است و بر اساس تجربه و خاطراتی که هر شخص دارد جایگاه ها را تعیین می کند. پس در نظر داشته باشید که عنوانی که مثلا من در رتبه ششم قرار داده ام دلیلی بر این نیست که آن بازی حتما ششمین بازی برتر اکشن نقش آفرینی نسل هشتم است بلکه برای من این گونه است و شاید برای شما اول یا دهم باشد. نکته بعدی این که تمامی عناوین این لیست بر اساس داشته ها و اطلاعات نویسنده گرد آوری شده اند و در این مطلب قرار گرفته اند. شاید شما عقیده داشته باشید که مثلا بازی دیگری می توند به جای فلان بازی از این لیست قرار بگیرد و یا جایگاه بازی فرق کند. در اینجا نیز معیار و میزان ثابتی نداریم و عقل و منطق در کنار احساس و خاطرات است که در ذهن هر شخص با هم ترکیب می شوند و اسم هایی از بازی های مختلف را به عنوان خروجی بیرون می دهند. قطعا وقتی شما فلان بازی از لیست من را بازی نکرده اید آن را در لیست خود نخواهید آورد و البته برعکس این مورد نیز صادق است. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن با برخی سری بازی های قدرتمند اکشن نقش آفرینی که اصلا نمی شناختید نیز آشنا می شوید، یا برخی از بهترین خاطرات خود را مرور می کنید نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه مطلب بخش دوم “برترین عناوین اکشن-نقش‌آفرینی آفلاین در نسل هشتم” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

۹ – Fallout 4

Fallout 4

سازنده: Bethesda

ناشر: Bethesda

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC

تاریخ انتشار: ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۸۸/۱۰۰

Bethesda Game Studios یکی از بزرگترین سازندگان بازی های نقش آفرینی در دنیا محسوب می شود و دو فرنچایزی را در اختیار دارد که هر کدام از آنها بی شک جزو برترین سری بازی های نقش افرینی تاریخ هستند و همیشه در بالاترین جایگاه های این سبک قرار می گیرند. فرنچایزهای فال آوت و الدر اسکرولز. سری عناوین فال آوت یک فرنچایز نقش آفرینی شوتر با تم post-apocalyptic Retro-futuristic محسوب می شوند که اولین بار توسط Interplay Entertainment خلق شد. دنیای بازی فال اوت Wasteland نام دارد که در واقع عنوانی با همین نام که در سال ۱۹۸۸ منتشر شده بود، الهام بخش اصلی سری فال اوت است و در واقع سری فال اوت یک دنباله معنوی برای بازی Wasteland محسوب می شد. سری فال اوت وقایع چندین سال بعد از انفجار هسته ای در آمریکا را نشان می دهد و داستان امید انسان به بقا و دست و پا زدن او برای نجات نوع خود در یک دنیای وحشی پر از هیولاهای جهش یافته و غارتگران و قاتلین بی رحم را نشان می دهد. در این سری می توانید هم بازی را از دید اول شخص و هم سوم شخص دنبال نمایید که البته به نظر می رسد زاویه اول شخص پایه اصلی ساخت این سری محسوب می گردد زیرا که بازی در این حالت بسیار خوش دست تر از زاویه سوم شخص است، درست مانند سری الدر اسکرولز. از سری عناوین فال آوت تاکنون ۸ بازی منتشر شده است که شامل ۵ نسخه اصلی (۴ بازی شماره دار و اسپین آف فال آوت نیووگاس) و ۳ بازی خارج از فرمت و سبک اصلی سری با نام های Fallout Tactics: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۱، Fallout: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۴ و Fallout Shelter در سال ۲۰۱۵ می باشند. تمامی عناوین این سری جزو تحسین شده ترین بازی های نقش آفرینی تاریخ هستند و موفق ترین آنها بدون شک بازی سوم این سری در نسل هفتم است که تحسین تمام صنعت بازی اعم از منتقدان و بازیبازان را همراه داشت و موفق شد تا امتیازات بی نظیری را کسب نماید. با موفقیت بی نظیر بازی سوم و ورود به نسل هشتم همه منتظر بازی جدید این سری بودیم و به این ترتیب نسخه چهارم فال آوت معرفی و عرضه شد. ساخت بازی Fallout 4 را مطابق معمول بتزدا برعهده داشت و همین کمپانی در تاریخ ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵ آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود تا در دسترس علاقمندان و طرفداران پرتعدادش قرار بگیرد.

Fallout 4 شاید اگر در رقابت با هر عنوان دیگری غیر از Witcher 3 بود بی‌شک برترین بازی سال بود. ایراد از این بازی نبود. مسئله قدرت عجیب و غریب Witcher 3 بود. در واقع همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام انتخاب بین Witcher 3 و Bloodborne و Fallout 4، انتخاب بین ۳ شاهکار بود و کاری بسیار سخت، اما از بد شانسی Fallout رقیبش توانست نظر انتخاب‌کنندگان برترین بازی سال را به حق به خود جلب کند تا دست این بازی فوق‌العاده از جایزه کوتاه بماند.

Fallout 4 موفق شد از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای بسیار مثبت و فوق العاده ای را دریافت کند و به واسطه گیم پلی بی نهایت جذاب و عمیق و دنیای بسیار وسیع با صدها ساعت محتوای با کیفیت، مورد تحسین اکثر منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازخوردهای عالی در نهایت منجر به کسب امتیاز متای فوق العاده عالی ۸۸/۱۰۰ برای Fallout 4 شد و موفقیت بزرگ دیگری را برای این سری که نامش با موفقیت عجین شده است به همراه آورد و این بازی کاندید بازی سال هم شد. Fallout 4 شاید اگر در رقابت با هر عنوان دیگری غیر از Witcher 3 بود بی‌شک برترین بازی سال بود. ایراد از این بازی نبود. مسئله قدرت عجیب و غریب Witcher 3 بود. در واقع همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام انتخاب بین Witcher 3 و Bloodborne و Fallout 4، انتخاب بین ۳ شاهکار بود و کاری بسیار سخت، اما از بد شانسی Fallout رقیبش توانست نظر انتخاب‌کنندگان برترین بازی سال را به حق به خود جلب کند تا دست این بازی فوق‌العاده از جایزه کوتاه بماند. جالب است که این کاندید بازی سال شدن و امتیازات عالی و موفقیت بالا، برای خیلی از طرفداران کافی نبود. آن‌ها انتظار شاهکاری بی‌رقیب و بی‌ نظیر را داشتند که بدون حرف و حدیث برترین بازی سال ۲۰۱۵ باشد و به همین خاطر وقتی این بازی در رقابت با The Witcher 3: Wild Hunt پایین‌تر قرار گرفت بسیاری شروع به غر زدن و ایراد گرفتن از بازی کردند زیرا که انتظارشان فقط و فقط بهترین بود و بس. برخی ایرادهایی که از بازی گرفته می‌شد منطقی بودند و برخی که باید گفت اکثر ایرادها را شامل می‌شد ابرادهای عجیب و غریب و بی‌ انصافانه و حتی گاها من‌درآوردی بودند و بعضی‌ها از گرافیک بازی تا گیم‌پلی و … را زیر سوال بردند. آن‌ها چشمشان را بسته بوندند و بی‌وقفه از بازی ایراد می‌گرفتند چرا که اعصابشان به خاطر برترین بازی سال نشدن Fallout 4 خراب شده بود و عیب‌هایی را می‌دیدند که دلشان می‌خواست به خود بقبولانند که دلیل انتخاب نشدن این بازی، آن معایب هستند اما آن‌ها سخت در اشتباه بودند، زیرا Fallout 4 اصلا ایرادات زیادی نداشت.

جالب است که کاندید بازی سال شدن و امتیازات عالی و موفقیت بالا، برای خیلی از طرفداران کافی نبود. آن‌ها انتظار شاهکاری بی‌رقیب و بی‌ نظیر را داشتند که بدون حرف و حدیث برترین بازی سال ۲۰۱۵ باشد و به همین خاطر وقتی این بازی در رقابت با The Witcher 3: Wild Hunt پایین‌تر قرار گرفت بسیاری شروع به غر زدن و ایراد گرفتن از بازی کردند زیرا که انتظارشان فقط و فقط بهترین بود و بس. برخی ایرادهایی که از بازی گرفته می‌شد منطقی بودند و برخی که باید گفت اکثر ایرادها را شامل می‌شد ابرادهای عجیب و غریب و بی‌ انصافانه و حتی گاها من‌درآوردی بودند

Fallout 4 در نسل هشتم عنوانیست که به واقع برای طرفداران سبک نقش‌آفرینی مانند یک الماس درخشنده محسوب می‌شود و این توانایی را دارد که نه تنها هفته‌ها بلکه ماه‌ها علاقمندان را سرگرم کند. البته با بسته‌های الحاقی عظیمی که برای بازی منتشر شدند این بازی حتی می‌تواند تا یکی دو سال به بازی اصلی و هر روزه ما در کنسول یا رایانه‌های شخصی‌مان تبدیل شود و ما را غرق در خود کند که البته همین کار را هم با خیلی از ما کرده است. هر عقل سلیمی اگر چند ساعت Fallout 4 را تجربه می‌کرد دیگر اجازه گرفتن ایرادهای عجیب و غریب از بازی را به خود نمی‌دهد چرا که الحق و الانصاف سازندگان Fallout 4 در بتزدا و در راس آن‌ها تاد هاوارد موفق شده‌اند عنوانی را بسازند و منتشر کنند که ساعت‌ها محتوای عالی و عمیق را خالصانه و صادقانه در اختیار ما قرار می‌دهد و به بهترین شکل ما را سرگرم می‌کند. از تاثیر عمیق انتخاب‌ها گرفته تا مبارزات عالی بازی و شخصی‌‌ سازی فوق‌العاده آن، همه و همه به شکلی بهینه در بازی پیاده شده‌اند و آماده هستند تا ما را در دنیای آخرالزمانی و بی‌رحم Wateland رها کنند. دنیایی که گویی در آن دیگر اثری از عاطفه و مهر و محبت باقی نمانده و رفتارها حالتی حیوانی و تنها بر اساس غریزه بقا پیدا کرده است. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. بازی Fallout 4 نیز شایسته است تا نامش در این لیست قرار داشته باشد. این بازی اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه نهم را تصاحب کرده است .

۸ – Dragon Age: Inquisition

Dragon Age: Inquisition

سازنده: Bioware

ناشر: Electronic Arts

پلتفرم ها: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

تاریخ انتشار: ۱۸ نوامبر ۲۰۱۴

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

زمانی که صحبت از انتشار نسخه جدیدی از Dragon Age مطرح گردید، نگرانی ها و دغدغه های زیادی بین بازیبازان به وجود آمد و با توجه به خاطره بدی که از نسخه دوم داشتند از این می ترسیدند که مبادا باز هم یک عنوان بی کیفیت را شاهد باشند. بگذارید تا از ابتدای این داستان آغاز کنیم. موفقیتی که بازی Dragon Age: Origins در سال ۲۰۰۹ کسب کرد برای یک فرنچایز نوظهور و جدید بسیار شگفت انگیز بود و خیلی زود نام این سری را بر سر زبان ها انداخت. به همین دلایل بود که انتظارات از نسخه دوم این سری بسیار بالا رفت و همه انتظار یک عنوان بی نقص را داشتند اما در کمال ناباوری به جای آن یک بازی ناقص که از هر لحاظ ضعیف تر از بازی اول بود را تحویل گرفتند که بسیار ناامید کننده بود آن هم از سوی یک نقش آفرینی ساز کاربلد. دلیل نگرانی طرفداران نیز همین بازی دوم بود اما از طرفی دیگر نیز این امید وجود داشت که با توجه به کاربلد بودن سازندگان بازی (که تعداد عناوین فوق العاده آن ها خیلی بیشتر از بازی های ضعیف ساخته شده توسط آنهاست) آن ها موفق شوند تا جانی دوباره در کالبد این سری نیمه جان بدمند. نام بازی جدید Dragon Age: Inquisition بود. ساخت بازی Dragon Age: Inquisition را استودیو Bioware برعهده داشت و کمپانی Electronic Arts در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۱۴ آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰، پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود تا در دسترس علاقمندان و طرفداران پرتعدادش قرار بگیرد.

از یک بازی نقش آفرینی چه می خواهید؟ می خواهید شخصیتتان را آپگرید کنید؟ می خواهید سلاحهایتان را ارتقا دهید، زرهتان را ارتقا دهید، خودتان لباس و یا اسلحه جدید با مواد خام خلق کنید، می خواهید تمام این موارد را علاوه بر شخصیت خودتان برای کل همراهانتان هم انجام دهید؟ دنیایی وسیع و بی انتها برای گشت و گذار و جمع کردن آیتم می خواهید؟ صدها ماموریت جانبی و جذاب و مختلف و …. می خواهید، صدها قابلیت و تاکتیک های مختلف مبارزه ای برای هر کدام از کلاس های بازی می خواهید؟ باور کنید تمام این موارد باز هم در برابر وسعت و لذت این بازی ناچیز هستند و همگی به علاوه کلی مورد دیگر در بازی وجود دارند و شما را ساعت ها غرق در خود خواهند کرد.

خوشبختانه پس از انتشار این نسخه اوضاع حتی از چیزی که در حالت خوشبینانه فکر می کردیم هم بهتر پیش رفت. Dragon Age: Inquisition موفق شد تا نه تنها خاطره بد نسخه دوم را پاک کند بلکه ما را به یاد نسخه اول قدرتمند این سری نیز بیاندازد. در حقیقت Bioware با ساخت Dragon Age Inquisition باز هم ثابت کرد که استاد بی چون و چرای سبک RPG است و نشان دادند که چگونه می توان عنوانی را ساخت که با حدود ۱۵۰ ساعت گیم پلی هرگز از آن خسته نشده و حتی گذر زمان را نیز احساس نکنید. Dragon Age: Inquisition از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای بسیار مثبت و فوق العاده ای را دریافت کرد و با شایستگی به عنوان بازی سال ۲۰۱۴ نیز انتخاب شد. بازخوردهای عالی که این بازی کسب کرد در نهایت منجر به کسب امتیاز متای عالی ۸۵/۱۰۰ برای Dragon Age: Inquisition شد و موفقیت بزرگی را برای سازندگانش به ارمغان آورد. آن ها ثابت کردند که در ضعف نسخه دوم، عوامل دیگری غیر از اشتباهات آنها نیز دخیل بوده است، وگرنه آنان قدرت ساخت قوی ترین نقش آفرینی های ممکن را دارا هستند. جادوی اصلی عنوان Dragon Age: Inquisition در بخش گیم پلی آن نمود یافته است و قدرت اصلی بازی را در بخش گیم پلی مشاهده می کنیم. از یک بازی نقش آفرینی چه می خواهید؟ می خواهید شخصیتتان را آپگرید کنید؟ می خواهید سلاحهایتان را ارتقا دهید، زرهتان را ارتقا دهید، خودتان لباس و یا اسلحه جدید با مواد خام خلق کنید، می خواهید تمام این موارد را علاوه بر شخصیت خودتان برای کل همراهانتان هم انجام دهید؟ دنیایی وسیع و بی انتها برای گشت و گذار و جمع کردن آیتم می خواهید؟ صدها ماموریت جانبی و جذاب و مختلف و …. می خواهید، صدها قابلیت و تاکتیک های مختلف مبارزه ای برای هر کدام از کلاس های بازی می خواهید؟ باور کنید تمام این موارد باز هم در برابر وسعت و لذت این بازی ناچیز هستند و همگی به علاوه کلی مورد دیگر در بازی وجود دارند و شما را ساعت ها غرق در خود خواهند کرد.

Dragon Age: Inquisition موفق شد تا نه تنها خاطره بد نسخه دوم را پاک کند بلکه ما را به یاد نسخه اول قدرتمند این سری نیز بیاندازد. در حقیقت Bioware با ساخت Dragon Age Inquisition باز هم ثابت کرد که استاد بی چون و چرای سبک RPG است و نشان دادند که چگونه می توان عنوانی را ساخت که با حدود ۱۵۰ ساعت گیم پلی هرگز از آن خسته نشده و حتی گذر زمان را نیز احساس نکنید. Dragon Age: Inquisition از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای بسیار مثبت و فوق العاده ای را دریافت کرد و با شایستگی به عنوان بازی سال ۲۰۱۴ نیز انتخاب شد.

هر چه در دنیا و داستان و گیم پلی Dragon Age: Inquisition جلوتر بروید، بیشتر غرق در جادوی دنیای آن شده و دل کندن از آن برایتان سخت و سخت تر خواهد شد تا جایی که به خود می آیید و می بینید که چندین ساعت است مشغول انجام این بازی هستید که این راز بازی های نقش آفرینی قدرتمند است. بازی دارای برخی نقاط ضعف نیز بود اما وقتی آن را تجربه کنید در می یابید که نقاط ضعف کوچک بازی اصلا برای شما مهم نیستند و در برابر عظمت و زیبایی این دنیای پهناور حتی به حساب نیز نمی آیند. آزادی عمل فوق العاده، تصمیمات مهم و حیاتی، مبارزات جذاب و تاکتیکی، شخصی سازی تا ریزترین جزییات حتی برای تمام شخصیت های همراه شخصیت اصلی، دنیای بزرگ و زیبا با تنوع محیطی عالی، مبارزه با اژدهاهای عظیم و پر ابهت، انواع و اقسام دشمنان مختلف و…. همه و همه از نکاتی هستند که Dragon Age: Inquisition از آنها تمام و کمال بهره مند بود و لذتی ناب را به ما هدیه داد. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. حضور Dragon Age: Inquisition در این لیست به عنوان بازی سال ۲۰۱۴ کاملا طبیعی و لازم است. این بازی اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه هشتم را به خود اختصاص داده است.

۷ – Nioh

Nioh

سازنده: Team Ninja

ناشر: Tecmo Koei و Sony Interactive Entertainment

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Microsoft Windows

تاریخ انتشار: ۷ فبریه ۲۰۱۷

امتیاز متا: ۸۸/۱۰۰

شبیه ترین عنوانی که حال و هوای سری دارک سولز را از نظر ساختاری دارد و توسط سازنده ای غیر از خالق دارک سولز ساخته شده است عنوان Nioh است. Nioh با الهام گرفتن درست از المان ها و برخی قوانین ساختاری سری Dark Souls و قرار دادن آن ها در قالب یک بازی کاملا مجزا و دارای شخصیت منحصر به فرد و تغییر فضای غربی بازی به ژاپن فئودال، توانست تبدیل به یکی از بهترین های نسل هشتم شود. سازندگان در بازی Nioh سعی کرده اند تا در هیچ موردی کاملا مانند سری سولز عمل نکنند و بازیشان شخصیت منحصر به فرد و مجزای خود را در تمام زمینه ها حفظ کند که در این امر کاملا نیز موفق بوده اند. تحت هیچ شرایطی Nioh زیر سایه عنوان دیگری نیست و شخصیتی کاملا مجزا و منحصر به فرد را داراست. جالب هم این جاست که با وجود شباهت های کلی Nioh به سری دارک سولز از نظر ساختاری و هاردکور بودن و برخی قوانین دنیای بازی، تفاوت های بسیار زیادی نیز بین آن ها وجود دارد و کلا زمینه و تم Nioh از دارک سولز متفاوت است که این نشان دهنده هنر محض سازندگان Nioh است که معنای دقیق “الهام گرفتن” و نه “تقلید محض” را در بازیشان اعمال کرده اند و ساختار کلی دارک سولز را به ژاپن فئودال و دنیای Oni ها برده اند. در واقع هر کسی که Nioh را تنها یک تقلید کورکورانه از سری Souls بداند، کاملا در اشتباه است، زیرا المان ها و مکانیک های منحصر به فرد Nioh هستند که اصل درخشش بازی بر اساس آن هاست.

Nioh فقط عنونی برای هاردکور گیمرهاست و حتی هاردکورگیمرها که می خواهند آن را تجربه کنند باید در بالاترین سطح دقت و آمادگی خود باشند تا از پس این بازی برآیند. اگر فکر می کنید که چون سری سولز و بلادبورن را تمام کرده اید Nioh را هم راحت تمام می کنید کاملا در اشتباهید زیرا بازی بدجوری حال شما را خواهد گرفت. Nioh در مواقعی حتی یک سرو گردن از سری عناوین سولز سخت تر است و باید خیلی خیلی برای بازی کردن آن آماده باشید و صبر و استقامت داشته باشید. به پایان رساندن Nioh یک گیمر سامورایی می خواهد که خود نیز مانند شخصیت اصلی بازی قدرت ذهنی و استقامت یک سامورایی را داشته باشد!

ساخت بازی Nioh را استودیو Team Ninja برعهده داشت و Tecmo Koei و Sony Interactive Entertainment در تاریخ ۷ فبریه ۲۰۱۷ آن را برای پلی استیشن ۴ و چند ماه بعد برای رایانه های شخصی منتشر نمودند تا در دسترس بازیبازان قرار بگیرد. اصلی ترین دلیل درخشش Nioh و تبدیل شدن آن به یک شاهکار، گیم پلی بی نقص آن است که فوق العاده عمل می کند. در واقع گیم پلی و مبارزات، ستاره اصلی بازی Nioh هستند که آن را از هر عنوان دیگری متمایز کرده و Nioh را تبدیل به یکی از شاهکارهای نسل هشتم می کنند. بدون شک فرنچایز Souls برگترین منبع الهام بازی Nioh است اما نکته اصلی اینجاست که Nioh بارزترین مثال از الگو برداری و الهام گرفتن از سری دارک سولز بدون کپی کردن و تقلید محض از آن است و اشتباه بزرگی کرده اید اگر Nioh را تنها یک تقلید کورکورانه از سری Souls بدانید، زیرا المان ها و مکانیک های منحصر به فرد این بازی هستند که اصل درخشش بازی بر اساس آن هاست. Nioh موفق شد از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای بسیار مثبت و فوق العاده ای را دریافت کند و به واسطه گیم پلی جذاب و چالش برانگیز و طراحی های فوق العاده اش مورد تحسین اکثر منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازخوردهای عالی در نهایت منجر به کسب امتیاز متای عالی ۸۸/۱۰۰ برای Nioh شد و موفقیت بزرگی را برای سازندگانش به ارمغان آورد و یکی از بهترین هدیه ها را برای عاشقان سولز!

سازندگان در بازی Nioh سعی کرده اند تا در هیچ موردی کاملا مانند سری سولز عمل نکنند و بازیشان شخصیت منحصر به فرد و مجزای خود را در تمام زمینه ها حفظ کند که در این امر کاملا نیز موفق بوده اند. تحت هیچ شرایطی Nioh زیر سایه عنوان دیگری نیست و شخصیتی کاملا مجزا و منحصر به فرد را داراست. جالب هم این جاست که با وجود شباهت های کلی Nioh به سری دارک سولز از نظر ساختاری و هاردکور بودن و برخی قوانین دنیای بازی، تفاوت های بسیار زیادی نیز بین آن ها وجود دارد و کلا زمینه و تم Nioh از دارک سولز متفاوت است که این نشان دهنده هنر محض سازندگان Nioh است که معنای دقیق “الهام گرفتن” و نه “تقلید محض” را در بازیشان اعمال کرده اند و ساختار کلی دارک سولز را به ژاپن فئودال و دنیای Oni ها برده اند.

Nioh یکی از برترین بازی های سبک خود است و تجربه آن بر دوستداران اکشن نقش افرینی های فانتزی و مخصوصا علاقمندان سری سولز و بلادبورن واجب و لازم است. البته از این نکته نیز نباید غافل شد که این بازی برای هر کسی مناسب نیست و همانطور که قبلا نیز گفته ام Nioh فقط عنونی برای هاردکور گیمرهاست و حتی هاردکورگیمرها که می خواهند آن را تجربه کنند باید در بالاترین سطح دقت و آمادگی خود باشند تا از پس این بازی برآیند. اگر فکر می کنید که چون سری سولز و بلادبورن را تمام کرده اید Nioh را هم راحت تمام می کنید کاملا در اشتباهید زیرا بازی بدجوری حال شما را خواهد گرفت. Nioh در مواقعی حتی یک سرو گردن از سری عناوین سولز سخت تر است و باید خیلی خیلی برای بازی کردن آن آماده باشید و صبر و استقامت داشته باشید. به پایان رساندن Nioh یک گیمر سامورایی می خواهد که خود نیز مانند شخصیت اصلی بازی قدرت ذهنی و استقامت یک سامورایی را داشته باشد! در واقع تنها دوست داران و علاقمندان سری سولز و بلادبورن که این عناوین را به پایان رسانده اند و مشکل خاصی با این بازی ها نداشته اند و علاقمندان سبک نقش آفرینی که خواهان تجربه ای مرگبار و سخت هستند باید به سراغ Nioh بروند و حتما هم باید بروند! بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. نمی توانیم از نام Nioh نیز به عنوان یکی از برترین بازی های نسل هشتم بگذریم. این بازی اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه هفتم را کسب کرده است. Nioh جزو بازی هایی است که کاملا جامعه هدف خود را مشخص کرده است و به دنبال جذب حداکثر بازیبازان در دنیا نبوده است بلکه بازیبازان خاصی را هدف گرفته است که برای آن ها بالاترین کیفیت را عرضه کند. این جامعه هدف در بازی Nioh “بازیبازان هارکور” هستند.

۶ – Nier: Automata

Nier: Automata

سازنده: Platinium Games

ناشر: Square Enix

ژانر: Action RPG

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC

تاریخ انتشار: ۲۳ فبریه ۲۰۱۷

امتیاز متا: ۹۰/۱۰۰

Nier: Automata یک عنوان فوق العاده زیبا و شاهکار است که کافیست تا آن را چند ساعتی تجربه نمایید تا در دنیای محزون و غمزده و داستان تاریک و روشن و دنیای آخرالزمانی و شخصیت های زیبا و دوست داشتنی آن غرق شوید و این بازی در ذهنتان تا همیشه ثبت گردد. این عنوان می تواند مخاطب خاص خود را به اوج لذتی که از یک بازی رایانه ای انتظار دارد برساند. ساخت بازی Nier: Automata را استودیو Platinium Games برعهده داشت و کمپانی Square Enix در تاریخ ۲۳ فبریه ۲۰۱۷ آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴ و رایانه های شخصی منتشر نمود. سپس در سال ۲۰۱۸ نسخه ایکس باکس وان این شاهکار نیز در دسترس طرفداران و علاقمندان قرار گرفت. Nier: Automata موفق شد از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای بسیار مثبت و فوق العاده ای را دریافت کند و به واسطه تم آخرالزمانی خاص و روایت یونیکی که داشت مورد تحسین اکثر منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازخوردهای عالی در نهایت منجر به کسب امتیاز متای عالی ۹۰/۱۰۰ برای Nier: Automata شد و موفقیت بزرگی را برای سازندگانش به ارمغان آورد. گیم پلی عنوان Nier: Automata یکی از قدرتمندترین بخش های این بازی محسوب می شود و یکی از برگ های برنده پرتعداد این عنوان، مبارزات بی نهایت جذاب و سریع و لذتبخش آن هستند که هر بازیبازی را هیجان زده می کنند و به وجد می اورند. سازندگان به خوبی بالانس را در گیم پلی بازی رعایت کرده و مبارزات هک اند اسلش سریع را با المان های نقش آفرینی به بهترین شکل در هم تنیده اند تا محصول نهایی یک اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش خوش ساخت و بسیار جذاب باشد.

Nier: Automata امضای عناوین فوق العاده قدرتمند Platinum Games را با خود همراه دارد. یک بازی بسیار زیبا و یونیک که شاید به خاطر اتمسفر خاصش، درست مثل عنوان اول این فرنچایز و سری بازی های Drakengard جزو بازی های عامه پسند و همه گیر نباشد، اما قطعا و بدون هیچ شکی برای طرفداران بازی قبلی NieR و همین طور دوست داران سری Drakengard یک عنوان بسیار هیچان انگیز و دوست داشتنی است. البته طرفداران عناوین اکشن نقش آفرینی با مبارزات سریع و همزمان و بر پایه سبک هک اند اسلش نیز می توانند از تجربه Nier: Automata هیجان زده شده و لذتی منحصر به فرد را در دنیای بازی های رایانه ای حس کنند که کمتر عنوانی تاکنون لذتی از این جنس را در اختیار آنها قرار داده است. NieR: Automata عنوانی خاص، ارزشمند و قابل تحسین است که سازندگانش با این نسخه، اعتبار جدیدی را برای سری NieR در صنعت بازی های رایانه ای کسب نمودند و آن را تبدیل به یک نام بزرگ و موفق در اندازه های یک شاهکار کردند.

در واقع باید گفت NieR: Automata یک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد است که سرعت حرف اول را در مبارزات آن می زند و مبارزات بازی کاملا حالت هک اند اسلش دارند. جدا از داستان و روایت بی نظیر NieR: Automata در بخش جلوه های بصری نیز بسیار عالی ظاهر شد و چه در زمینه فنی و چه هنری شاهد یک بازی بسیار زیبا هستیم. جلوه های بصری این عنوان کاملا در خدمت داستان بازی عمل می کند و تم غم زده و مرده بازی زا به بازیباز منتقل می کند که هدف نیز همین بوده است. حتی رنگ پردازی دنیای بازی نیز حالتی رنگ و رو رفته، کهنه، غمگین و افسرده دارد که دقیقا در راستای داستان و تم بازی است. مبارزات این عنوان نیز یکی از برترین و سریع ترین مبارزاتی است که تاکنون مشاهده کرده ام و انگار که خوبی های تمام عناوین قدرتمند هک اند اسلش مانند دویل می کرای و بایونتا و .. را گرفته و در یک قالب نقش آفرینی تنیده است تا مبارزاتی بسیار جذاب و سریع را شاهد باشیم که لحظه ای از تجربه ان سیر نمی شوید و به طور مدام دوست دارید تا به دل دشمنان بزنید و آن ها را با حرکات و فنون سریع و جذاب و متنوع بازی از پای در اورید.

گیم پلی عنوان Nier: Automata یکی از قدرتمندترین بخش های این بازی محسوب می شود و یکی از برگ های برنده پرتعداد این عنوان، مبارزات بی نهایت جذاب و سریع و لذتبخش آن هستند که هر بازیبازی را هیجان زده می کنند و به وجد می اورند. سازندگان به خوبی بالانس را در گیم پلی بازی رعایت کرده و مبارزات هک اند اسلش سریع را با المان های نقش آفرینی به بهترین شکل در هم تنیده اند تا محصول نهایی یک اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش خوش ساخت و بسیار جذاب باشد.

Nier: Automata امضای عناوین فوق العاده قدرتمند Platinum Games را با خود همراه دارد. یک بازی بسیار زیبا و یونیک که شاید به خاطر اتمسفر خاصش، درست مثل عنوان اول این فرنچایز و سری بازی های Drakengard جزو بازی های عامه پسند و همه گیر نباشد، اما قطعا و بدون هیچ شکی برای طرفداران بازی قبلی NieR و همین طور دوست داران سری Drakengard یک عنوان بسیار هیچان انگیز و دوست داشتنی است. البته طرفداران عناوین اکشن نقش آفرینی با مبارزات سریع و همزمان و بر پایه سبک هک اند اسلش نیز می توانند از تجربه Nier: Automata هیجان زده شده و لذتی منحصر به فرد را در دنیای بازی های رایانه ای حس کنند که کمتر عنوانی تاکنون لذتی از این جنس را در اختیار آنها قرار داده است. NieR: Automata عنوانی خاص، ارزشمند و قابل تحسین است که سازندگانش با این نسخه، اعتبار جدیدی را برای سری NieR در صنعت بازی های رایانه ای کسب نمودند و آن را تبدیل به یک نام بزرگ و موفق در اندازه های یک شاهکار کردند. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. حضور Nier: Automata در این لیست به عنوان یکی از برترین ها کاملا طبیعی و لازم است. این بازی اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه ششم را تصاحب کرده است.

۵ – Horizon: Zero Dawn

Horizon: Zero Dawn

سازنده: Guerilla Games

ناشر: Sony Interactive Entertainment

ژانر: Action RPG Adventure

تاریخ انتشار: ۲۸ فبریه ۲۰۱۷

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

Horizon: Zero Dawn در کنفرانس بی نظیر سونی در E3 در همان نخستین نمایش چشم ها را خیره کرد و طرفداران انتظار یک عنوان جهان آزاد نقش آفرینی بی‎ نظیر را از یک متخصص ساخت شوتر اول شخص نداشتند، آن هم با ایده ای بی نظیر که در دنیای آخرالزمانی ۱۰۰۰ سال پس از سقوط تمدن‎ های جدید اتفاق میافتد. ساخت بازی Horizon: Zero Dawn را استودیو Guerilla Games برعهده داشت و کمپانی Sony Interactive Entertainment در تاریخ ۲۸ فبریه ۲۰۱۷ آن را به صورت انحصاری برای پلی استیشن ۴ منتشر نمود. در ادامه هم یک بسته الحاقی داستانی موفق با نام فروزن وایلد برای این عنوان منتشر گردید و حال و هوای برفی و جدیدی را به بازی بخشید و یک بسته الحاقی ارزشمند در نسل هشتم به شمار می رود. داستان بازی Horizon Zero dawn در ۱۰۰۰۰ سال آینده اتفاق می افتد که گویی همان ۱۰۰۰۰ سال قبل است. انسان ها از زمین و زندگی عادی و خانه و شهرهایشان طرد شده اند و دوباره مانند عصر حجر روی به زندگی قبیله ای و غارنشینی و زندگی در طبیعت آورده اند. شما در بازی در نقش دختری به نام Aloy قرار دارید که عضو یکی از قبیله های بومی کوچک است که باید برای بقای خود این موجودات مکانیکی وحشی را شکار کنند تا هم وسایل و لوازم به دست آورند و هم از جان خود در برابر آن ها محافظت کنند و البته Aloy قصد دارد تا هر چه بیشتر از حقایق دنیای خود و اتفاقاتی که قبلا در آن رخ داده است آگاه شود و در واقع داستان برای او حالتی شخصی نیز دارد. خیلی دشوار است که سازندگان یک بازی (مخصوصا AAA) در مسیر ساخت عنوان خود برای بالا بردن و با کیفیت تر کردن برخی بخش های بازی، قسمت هایی دیگر را قربانی نکنند و تمرکز آنها بر روی برخی بخش ها کمتر نشود. مثلا تمرکز بیشتر بر روی گرافیک و داستان شاید سازندگان را از برخی المان های گیم پلی بازی غافل کند مخصوصا در بازی های بسیار بزرگ که انتظارات از آنها خیلی بالاست. Horizon Zero Dawn عنوانی بسیار بسیار کم نقص در تمامی زمینه هاست. سازندگان بازی در تک تک قسمت های آن، کیفیت را به بالاترین حد ممکن رسانده اند و خوشبختانه هیچ بخشی حتی ذره ای از زیر ذره بین تمرکز سازندگان خارج نشده و به تک تک بخش ها به بهترین شکل پرداخته شده است. Horizon: Zero Dawn که به محض معرفی، توجه تمام بازی بازان و افراد مرتبط با صنعت بازی های رایانه ای را به خود جلب کرده و بلافاصله در لیست عناوین بزرگ قرار گرفته بود، خوشبختانه بعد از انتشار بی نظیر عمل کرد و انتظارات را کاملا برآورده کرد.

گرافیک Horizon: Zero Dawn در یک کلام خیره کننده و چشم نواز و در نهایت زیبایی است و به معنای واقعی نشان دهنده ی یک بازی نسل هشتمی است. Horizon گیمر را در دنیایی خیره کننده از لحاظ زیبایی و کیفیت قرار می ‎دهد و باید با ماشین ‎هایی مرگبار که پس از فاجعه‎ قرن‎ ها قبل باقی مانده ‎اند و حالا صاحبان اصلی زمین هستند مبارزه کنیم. عنوانی که چشم برداشتن از زیبایی خیره کننده‎ آن کار سختی است و بازی در تمام زمینه‎ ها از ریزترین جزئیات تا طراحی و محیط و جلوه ‎های گرافیکی بی نظیر است.

Horizon: Zero Dawn موفق شد از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای بسیار مثبت و فوق العاده ای را دریافت کند و به واسطه نکات مثبت فوق العاده پر تعدادش که در تمام بخش های بازی موج می زدند، مورد تحسین اکثر منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازی در کنار شاهکاری مثل The legend of Zelda Breath of the Wild کاندید بازی سال ۲۰۱۷ هم نیز شد و در گیمفا نیز با رای ما و شما به عنوان بازی سال گیمفا انتخاب گردید. این بازخوردهای عالی در نهایت منجر به کسب امتیاز متای معرکه ۸۹/۱۰۰ برای Horizon: Zero Dawn شد و موفقیت بزرگی را برای سونی و گوریلا گیمز به ارمغان آورد. گرافیک Horizon: Zero Dawn در یک کلام خیره کننده و چشم نواز و در نهایت زیبایی است و به معنای واقعی نشان دهنده ی یک بازی نسل هشتمی است. Horizon گیمر را در دنیایی خیره کننده از لحاظ زیبایی و کیفیت قرار می ‎دهد و باید با ماشین ‎هایی مرگبار که پس از فاجعه‎ قرن‎ ها قبل باقی مانده ‎اند و حالا صاحبان اصلی زمین هستند مبارزه کنیم. عنوانی که چشم برداشتن از زیبایی خیره کننده‎ آن کار سختی است و بازی در تمام زمینه‎ ها از ریزترین جزئیات تا طراحی و محیط و جلوه ‎های گرافیکی بی نظیر است. گیم پلی Horizon: Zero Dawn نیز واقعا فوق العاده است. مبارزات Horizon: Zero Dawn بسیار جذاب بوده و طراحی دشمنان بازی بسیار خلاقانه صورت گرفته است. نکته ای که مبارزات بازی را جذاب تر نیز می کند این است که می توانیم از قطعات جدا شده از بدن این ربات ها به عنوان اسلحه و بر ضد خودشان استفاده نماییم. المان ها و فاکتورهای نقش آفرینی موجود در بازی را به نوعی می توان ترکیبی از Assassin’s Creed و The Elder Scrolls V: Skyrim نامید.

Horizon Zero Dawn به طرز شاهکار و خاصی که اصلا شبیهش را ندیده بودیم، فضای آخرالزمان را با عصر حجر در آمیخت تا گوریلا گیمز و سونی را سربلند کرده و یک فرنچایز انحصاری قدرتمند و شاهکار دیگر را به لیست بلند بالای انحصاری سونی اضافه نماید و فرنچایزی خلق شود که می تواند تا سال ها طرفداران و دارندگان پلی استیشن را برای داشتن یک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد انحصاری بیمه کند.

در مجموع باید گفت Horizon: Zero Dawn عنوانی بسیار یونیک و خاص است و این خاص بودن به خاطر ایده بی نظیر آن است که با ترکیب تکنولوژی فوق پیشرفته با عصر انسان های اولیه و پدید آوردن دایناسورهای رباتیک، نشان داد هنوز هم در دنیای بازی های تکراری و ایده های تکراری. می توان خلاق بود و یک بازی AAA خلق کرد که در حد بازی سال شدن نیز باشد. کلیت ایده داستانی بازی Horizon: Zero Dawn فوق العاده عالی و هوشمندانه بود. انتخاب ایده “عصر حجر در ۱۰۰۰۰ سال آینده با دایناسورهای مکانیکی” برای داستان بازی، ایده ای بسیار یونیک و منحصر به فرد است. موجودات رباتیکی که زمانی توسط خود انسان ها خلق شده بودند اکنون زندگی آن ها را نابود کرده اند و مانند زمان دایناسورها بر زمین حکومت می کنند. اتفاقا شکل و اندازه و … این ربات ها هم درست مانند دایناسورها است که همین موضوع یکی از جذاب ترین نکات بازی است زیرا سازندگان خوش فکر و خلاق بازی ایده یونیک و بی نظیری را انتخاب کرده اند که به نوعی هم کنایه ای است از این که خود انسان بلا را بر سر خود می آورد. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم و یا اصلا برترین بازی های نسل هشتم نام ببریم. قطعا بازی Horizon: Zero Dawn نیز یکی از شایسته ترین هاست که باید نامش در این لیست قرار داشته باشد. Horizon Zero Dawn به طرز شاهکار و خاصی که اصلا شبیهش را ندیده بودیم، فضای آخرالزمان را با عصر حجر در آمیخت تا گوریلا گیمز و سونی را سربلند کرده و یک فرنچایز انحصاری قدرتمند و شاهکار دیگر را به لیست بلند بالای انحصاری سونی اضافه نماید و فرنچایزی خلق شود که می تواند تا سال ها طرفداران و دارندگان پلی استیشن را برای داشتن یک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد انحصاری بیمه کند. Horizon: Zero Dawn در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه پنجم را به خود اختصاص داده است.

۴- Diablo 3: Ultimate Evil Edition

Diablo 3: Ultimate Evil Edition

سازنده: Blizzard Entertainment

ناشر: Blizzard Entertainment

پلتفرم ها: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows, Macintosh operating systems

تاریخ انتشار: ۱۹ آگوست ۲۰۱۴

امتیاز متا: ۹۰/۱۰۰

در ابتدا این را بگویم که درست است که دیابلو ۳ در اصل در ابتدا برای نسل هفتم عرضه شد ولی یک بازی تقریبا بین نسلی محسوب می شود زیرا خیلی زود شاهد انتشار نسخه کامل بازی برای نسل هشتم هم بودیم و به این ترتیب می توانیم “تقریبا” این عنوان را یک بازی بین نسلی در نظر بگیریم زیرا مثلا در یک بازی مثل اسکایریم فاصله نسخه اصلی با نسخه نسل هشت حدود ۷ سال است و اصلا نمی شود آن را بین نسلی محسوب می کرد ولی دیابلو ۳ زمانی عرضه شد که نسل هشت معرفی و تقریبا شروع شده بود و می دانستیم قرار است خیلی زود شاهد نسخه نسل هشتمی آن نیز باشیم. به همین خاطر هم دیابلو ۳ را در این لیست قرار دادیم تا جذابیت لیست هم بالاتر برود! سالهاست که هر عنوان ایزومتریک اکشن نقش آفرینی که منتشر می شود در میزان مقایسه با دیابلو قرار می گیرد و به آن دیابلو کلون گفته می شود و سازندگان این ژانر کار خیلی سختی برای خارج کردن بازی هایشان از زیر سایه این نام دارند و غالبا هم موفق نمی شوند. فرنچایز Diablo یکی از عظیم ترین و محبوب ترین عناوین کمپانی بلیزارد به حساب می آید. این سری یک فرنچایز اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش و dungeon crawler محسوب می شود که فروش بی نظیری در دنیا داشته و جالب است بدانید قبل از عرضه نسخه سوم بی نظیر این بازی و تا سال ۲۰۱۲ دو نسخه اول این فرنچایز چیزی حدود ۲۵ میلیون نسخه در دنیا فروش داشتند! سری دیابلو دارای ۳ عنوان اصلی است که شامل Diablo, Diablo II, و Diablo III می باشند. عناوین فرعی و الحاقی این سری شامل Diablo: Hellfire که بازی اول را ادامه می داد، Lord of Destruction که بعد از بازی دوم عرضه گردید و Reaper of Souls که نسخه سوم را ادامه می دهد، هستند.

سالهاست که هر عنوان ایزومتریک اکشن نقش آفرینی که منتشر می شود در میزان مقایسه با دیابلو قرار می گیرد و به آن دیابلو کلون گفته می شود و سازندگان این ژانر کار خیلی سختی برای خارج کردن بازی هایشان از زیر سایه این نام دارند و غالبا هم موفق نمی شوند

این سری در دنیای Sanctuary اتفاق می افتد و هر ۳ بازی این سری نیز از لحاظ جغرافیایی در یک محدوده واقع می شوند. در دنیای Sanctuary شاهد حضور انسان ها، فرشتگان و انواع و اقسام کلاس های شیاطین و هیولاها هستیم. از این فرنچایز کتاب های بسیاری نیز منتشر شده است که بسیار موفق عمل کرده اند و همین طور کمیک بوکی نیز از این سری منتشر شده است که وقایع مختلف این دنیا را دنبال می کند. اولین نسخه این فرنچایز هنوز که هنوز است به عنوان موفق ترین بازی این سری از لحاظ امتیاز متا محسوب می شود و امتیاز متای بی نظیر ۹۴/۱۰۰ را در اختیار دارد. نسخه دوم بازی ۴ سال بعد در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و سپس بعد از یک انتظار طولانی و سخت، نسخه سوم این سری در سال ۲۰۱۲ عرضه شد که این بار برای اولین بار انتشار این سری و کلا یک بازی بلیزارد را بر روی کنسول های نسل هفتم و بعد از آن نسل هشتم شاهد بودیم که خبر بسیار خوبی برای دارندگان کنسول ها بود و نسخه سوم بازی موفقیت عظیمی را نیز بر روی کنسول ها کسب کرد و واقعا این بازی هم مانند عناوین سولز، زمان ندارد و بارها و بارها به آن ها باز خواهیم گشت. ساخت بازی Diablo 3: Ultimate Evil Edition را Blizzard Entertainment برعهده داشت و همین کمپانی در تاریخ ۱۹ آگوست ۲۰۱۴ آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی (مجددا) منتشر نمود تا در دسترس علاقمندان و طرفداران پرتعدادش قرار بگیرد. البته یک سال قبل آن هم نسخه معمولی بازی برای پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ عرضه شده بود و یک سال قبل تر از آن هم بازی برای پی سی منتشر شده بود.

جالب است بدانید قبل از عرضه نسخه سوم بی نظیر این بازی و تا سال ۲۰۱۲ دو نسخه اول این فرنچایز چیزی حدود ۲۵ میلیون نسخه در دنیا فروش داشتند!

Diablo 3: Ultimate Evil Edition موفق شد از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای بسیار مثبت و فوق العاده ای را دریافت کند و به واسطه گیم پلی جذاب، عمیق و بسیار اعتیاد آوری که داشت و همچنین به دلیل قابلیت بازی چند نفره جذابش مورد تحسین اکثر منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازخوردهای عالی در نهایت منجر به کسب امتیاز متالی شاهکار ۹۰/۱۰۰ برای Diablo 3: Ultimate Evil Edition شد و موفقیت بزرگی را برای بلیزازر که کلا کارش موفقیت است، به ارمغان آورد. Diablo 3: Ultimate Evil Edition داستان مبارزه انسان های ساکن Sanctuary و شیاطین اعظم که توسط دیابلو که آنتاگونیست اصلی بازی است، رهبری می شوند را دنبال می کند. انسان ها در این بازی توسط فرشتگانی مانند archangel of justice با نام Tyrael یاری می شوند. بدون شک دلیل اصلی موفقیت Diablo 3: Ultimate Evil Edition قطعا در ابتدا گیم پلی است، اما اصلا داستان را نیز در این بازی و کلا این سری نباید دست کم گرفت، مخصوصا با ویدئوهایی که به عنوان کات سین هایی بی نظیر برای روایت داستان عناوین این شرکت مانند Diablo 3: Ultimate Evil Edition پخش می شوند و به طرز عجیبی زیبا و با کیفیت هستند. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. حضور Diablo 3: Ultimate Evil Edition در این لیست به عنوان یکی از برترین ها کاملا ضروری است. این بازی اکشن نقش آفرینی زیبا و قدرتمند در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه چهارم کسب کرده است. همان طور که قبلا نیز خدمت شما عرض کرده ام، هیچ عنوانی در نسل هشتم از لحاظ لذت بخش بودن و کیفیت بالای بخش Co-op داستانی آفلاین، یارای رقابت با Diablo 3: Ultimate Evil Edition را ندارد. گیم پلی در Diablo 3: Ultimate Evil Edition دیابلو به طرز فوق العاده ای گسترده و اعتیاد آور است و سیستم لوتینگ این بازی بدون شک یکی از برترین ها در تاریخ است و هیچ بازی دیگری نمی تواند در این زمینه با دیابلو رقابت کند.

۳ – Bloodborne

Bloodborne

سازنده: From Software

ناشر: Sony

پلتفرم مقصد: PlayStation ۴

تاریخ انتشار: ۲۴ مارس ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۹۲/۱۰۰

بله دیگر… همواره وقتی به رتبه های برتر لیست می رسیم تازه وقتش می شود که شاهکارهای استاد میازاکی که همیشه از برترین های نسل هستند، یکی یکی پیدایشان شود! هرچقدر از بازی های استاد بنویسیم و بنویسیم و بخوانم و بخوانیم باز هم می شود از آنها گفت و نوشت و خواند. عناوینی که شاید وقتی برای پنجم یا ششم دارید آن ها را بازی می کنید تازه چیزهایی را بفهمید که مختان سوت بکشد و بگویید عجب مغزی دارند این سازنده های لعنتی بازی. در این رتبه صحبت از شاهکاری جاودانه به نام Bloodborne است که ساخت آن را استودیو From Software برعهده داشت و کمپانی سونی در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۱۵ آن را برای پلی استیشن ۴ به صورت انحصاری منتشر نمود. Bloodborne عنوانی است که هیچ نقصی در هیچ بخشی ندارد و به عقیده من جزو عناوینی است که امتیاز ۱۰ واقعی و کامل، دقیقا برازنده اش است. داستان جذاب و مخوف و غمناک و البته روایتی عالی، شهر مخوف و بی نظیر و مرگبار یارنام که یک مثال از برترین طراحی ها در تاریخ بازی های رایانه ای است، گیم پلی بی نهایت لذتبخش و چالش برانگیز که شدیدا شما را به خود وابسته می کند و شیفته آن می شوید، انواع و اقسام موارد مخفی و سلاح ها و لباس ها و ارتقاها و آیتم های جمع کردنی که شدیدا ارزش تکرار بازی را بالا می برند، صداگذاری و موسیقی های عالی، باس فایت هایی بی نظیر (که البته وقتی اسم میازاکی را می آوریم خودش یعنی وجود باس فایت های بی نظیر) و هر چه که در این بازی هست بی نظیر است و باعث می شود تا بازیباز شدیدا عاشق این عنوان شود.

وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. بدون حضور Bloodborne آن لیست رسمیت خاصی نخواهد داشت و این بازی یکی از برترین ها در کل سبک ها در تاریخ بازی هاست. این شاهکار زیبا و قدرتمند در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه سوم را تصاحب کرده است، هر چند که این رتبه هیچ فرقی با دوم ندارد و کاملا می توانید به دلخواهتان جای این دو تا رو عوض کنید زیرا برای من هم دارک سولز ۳ یا Bloodborne هر کدام در رتبه دوم باشند کاملا صحیح است و فقط به خاطر گیم پلی عمیق تر دارک سولز ۳ که المان های تاثیرگذار در آن بیشتر از بلادبورن هستند (مثل وزن زره ها و تاثیرشان روی سرعت بازیباز) دارک سولز ۳ را در رتبه دوم قرار داده ام.

تازه علاوه بر تمامی این موارد بخش سیاهچال های بازی نیز هستند که برای خودشان یک چالش جدا و کامل محسوب می شوند و تجربه آن ها و باس های جدیدی که در آن ها می بینیم و انجام آن ها با دوستان و دیگر بازیبازان، سبب می شود تا Bloodborne باز هم بیشتر و بیشتر بتواند شما را شیفته خود کند. طراحی های هنری بازی به حدی زیبا و فوق‌ العاده انجام شده است که امکان ندارد بازیباز از این سطح از حرفه ‎ای‌ گری که در طراحی ها به کار رفته است شگفت زده نشود و طراحان بازی را تحسین نکند. خیابان‌ های سنگفرشی کثیف و پر از سیاهی، موجودات بدشکل و بدفرم مثل ترکیب سگ و کلاغ، هیولاهای غول پیکر، انسان‌ های مجنون و دیوانه، دیو هایی که به شکل انسان در‌ آمده‎ اند، ساختمان‎ های رنگ و رو رفته و دوده گرفته و کثیف، وسایل و لوازم رها شده در خیابان‎ ها و کوچه ‎ها مثل کالسکه‎ ها و …، هوای سیاه رنگ و آلوده، محیطی مرده و فاقد هر گونه شادابی، همه و همه باعث شده ‎اند تا بازیباز کاملا در محیط و جو بازی قرار بگیرد و هر چه بیشتر در داستان بازی غرق شود. Bloodborne موفق شد از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای شگفت انگیزی را دریافت کند و به واسطه ترکیب بی نقصی که از همه چیز داشت مورد تحسین تمامی منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازخوردهای عالی در نهایت منجر به کسب امتیاز متالی شاهکار ۹۲/۱۰۰ برای Bloodborne شد و موفقیت دیگری را برای استاد میازاکی به ارمغان آورد و پلی استیشن ۴ را نیز صاحب یک انحصاری شاهکار دیگر کرد. Bloodborne در کنار شاهکارهای دیگری مانند ویچر ۳ و فال آوت ۴ کاندید برترین بازی سال ۲۰۱۵ نیز شد و شاید فقط ویچر ۳ بود که می توانست در حضور Bloodborne بازی سال شود. بازی مخصوصا در زمینه طراحی هنری نیز بسیار تحسین شد و جوایزی مثل British Academy Games Award را برای طراحی بازی و گرافیک هنری آن دریافت نمود.

Bloodborne و بسته الحاقی فوق العاده آن یعنی The Old Hunters یکی از بی ‎نقص ترین عناوینی است که در نسل هشتم منتشر شده است و در تک تک بخش های خود از گرافیک و گیم‌ پلی گرفته تا صداگذاری و … کیفیت فوق العاده بالایی دارد. با موفقیت بی نظیر نسخه اول این سری، اکنون بسیاری از دارندگان و طرفداران پلی استیشن ۴ در دنیا شدیدا منتظر معرفی نسخه دوم بلادبورن هستند و بدون شک وقتی این عنوان معرفی شود مانند بمبی عمل خواهد کرد که صنعت گیم را به شور و وجد خواهد آورد.

جا دارد تا باز هم بیشتر از طراحی های شگفت انگیز این شاهکار صحبت کنیم. طراحی بی نظیر و گرافیک هنری شگفت انگیز همواره حرف اول را در عناوین هیدتاکا میازاکی می زنند اما به هر حال در عناوین این سازنده هم یک بازی از نظر گرافیک فنی و هنری بهتر و قدرتمندتر از بقیه است و البته این عنوان نه دارک سولز است و نه دیمونز سولز، بلکه قطعا Bloodborne است. باید اعتراف کرد که در زمینه گرافیک هنری، Bloodborne بالاتر از طراحی شاهکار محیط‎ های سری سولز، به عنوان برترین کار طراحان FromSoftware شناخته می‌ شود. درست است که سری عناوین سولز همواره گرافیک هنری و طراحی های فوق العاده ای داشته اند و دارند اما طراحی و اتمسفر سنگین و تاریک موجود در Bloodborne بسیار گیراتر و سیاه تر است و تاثیر بیشتری را روی بازیباز می گذارد. شهر Yharnam یکی از مخوف‌ ترین شهرها و محیط‌ هایی است که تا به حال بازی ‎های رایانه ‎ای به خود دیده‌ اند. Yharnam دارای طراحی و معماری برگرفته از لندن ویکتوریایی است با ساختمان‏‌ هایی بلند، متروک و کثیف، با فضاسازی بسیار سیاه و مرده که نشانگر اتفافاتی است که در آن رخ داده است. کار طراحان و سازندگان بازی در استودیو From Software و در راس آنها هیدتاکا میازاکی در طراحی و فضاسازی شهر Yharnam چیزی از خلق یک شاهکار کمتر نیست و خلق این شهر را باید جزو Master Piece های این استودیو به حساب آورد. در واقع محیط شهر Yharnam کاملا منطبق و مکمل داستان بازی و داستان نیز کاملا در راستای طراحی محیط شهر است و این باعث هر چه بیشتر قدرتمند شدن Bloodborne شده است. جو Yharnam طوری است که حتی وقتی هیولا و دیو و دشمنی نیز در محیط حضور ندارد و شما مشغول قدم زدن در آن هستید هم احساس ناامنی و استرس به شما دست می ‎دهد و حسی دارید مانند این که هر لحظه یک نفر مشغول پاییدن و زیر نظر داشتن شماست و انگار محیط شهر، خیابان‎ ها و ساختمان‎ ها شما را جوری در بر گرفته ‎اند که حالت خفگی به شما دست می‎ دهد. در جای جای محیط شهر حس غم و اندوه و مردگی موج می‎ زند و این ‎طور به نظر می‎ رسد که شهر بغضی در گلو دارد و مدت ‎هاست که غمی بزرگ و کهنه در دلش خانه کرده است که هر لحظه بیم انفجار آن می ‏‌رود. اتمسفر شهر Yharnam به دلیل نوع معماری خاص آن بسیار تاریک تر و مخوف‌ تر از اکثر مناطقی است که تاکنون در دیگر عناوین میازاکی مثل سری سولز مشاهده کرده‌ ایم.

محیط شهر Yharnam کاملا منطبق و مکمل داستان بازی و داستان نیز کاملا در راستای طراحی محیط شهر است و این باعث هر چه بیشتر قدرتمند شدن Bloodborne شده است. جو Yharnam طوری است که حتی وقتی هیولا و دیو و دشمنی نیز در محیط حضور ندارد و شما مشغول قدم زدن در آن هستید هم احساس ناامنی و استرس به شما دست می ‎دهد و حسی دارید مانند این که هر لحظه یک نفر مشغول پاییدن و زیر نظر داشتن شماست و انگار محیط شهر، خیابان‎ ها و ساختمان‎ ها شما را جوری در بر گرفته ‎اند که حالت خفگی به شما دست می‎ دهد. در جای جای محیط شهر حس غم و اندوه و مردگی موج می‎ زند و این ‎طور به نظر می‎ رسد که شهر بغضی در گلو دارد و مدت ‎هاست که غمی بزرگ و کهنه در دلش خانه کرده است که هر لحظه بیم انفجار آن می ‏‌رود. اتمسفر شهر Yharnam به دلیل نوع معماری خاص آن بسیار تاریک تر و مخوف‌ تر از اکثر مناطقی است که تاکنون در دیگر عناوین میازاکی مثل سری سولز مشاهده کرده‌ ایم.

فضاسازی و اتمسفر شهر Yharnam به قدری حزن‌انگیز، تاریک، ناامید‌کننده و مرده است که Bloodborne را تبدیل به تاریک‌ترین عنوان میازاکی تاکنون کرده است. به همین ترتیب باس هایی نیز که در این بازی مشاهده می کنیم بسیار تاریک تر و شوم تر و مخوف تر از سری سولز هستند و به نوعی بازیباز می تواند بدبختی و تاریکی درون آن ها را کاملا لمس کند. وقتی در حال مبارزه با لودویگ در بسته الحاقی این بازی هستیم که یکی از دشوار ترین باس های تاریخ است، واقعا می توانیم حس کنیم که انگار خود لودویگ نیز که در آن پیکره هیولایی ناموزون و کریه قرار دارد، نمی خواهد آنجا باشد و وقتی چشم او را می بینیم انگار دارد خواهش می کند که او را بکشیم و هر چه زودتر از این بدبختی و سیاهی نجاتش دهیم. Bloodborne و بسته الحاقی فوق العاده آن یعنی The Old Hunters یکی از بی ‎نقص ترین عناوینی است که در نسل هشتم منتشر شده است و در تک تک بخش های خود از گرافیک و گیم‌ پلی گرفته تا صداگذاری و … کیفیت فوق العاده بالایی دارد. با موفقیت بی نظیر نسخه اول این سری، اکنون بسیاری از دارندگان و طرفداران پلی استیشن ۴ در دنیا شدیدا منتظر معرفی نسخه دوم بلادبورن هستند و بدون شک وقتی این عنوان معرفی شود مانند بمبی عمل خواهد کرد که صنعت گیم را به شور و وجد خواهد آورد. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. بدون حضور Bloodborne آن لیست رسمیت خاصی نخواهد داشت و این بازی یکی از برترین ها در کل سبک ها در تاریخ بازی هاست. این شاهکار زیبا و قدرتمند در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه سوم را تصاحب کرده است، هر چند که این رتبه هیچ فرقی با دوم ندارد و کاملا می توانید به دلخواهتان جای این دو تا رو عوض کنید زیرا برای من هم دارک سولز ۳ یا Bloodborne هر کدام در رتبه دوم باشند کاملا صحیح است و فقط به خاطر گیم پلی عمیق تر دارک سولز ۳ که المان های تاثیرگذار در آن بیشتر از بلادبورن هستند (مثل وزن زره ها و تاثیرشان روی سرعت بازیباز) دارک سولز ۳ را در رتبه دوم قرار داده ام.

۲ – Dark Souls III

Dark Souls III

سازنده: FromSoftware

ناشر: Bandai Namco Entertainement

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

زمان انتشار: ۲۳ مارس ۲۰۱۶

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

حقش رو خوردن، یه آب هم روش! به همین سادگی. یعنی بگذارید اینطور بگم. تصور کنید که Titanfall 2 و Doom و Inside و Overwatch کاندید “بازی سال” هستند و Dark Souls 3 نیست! خب الان این بازی چه چیزی کمتر از این ها دارد؟ والا همه چیزش هم بهتر است آن هم چند درجه. البته همه چیز باید به همه چیز بیاید. سالی که Overwatch جای Uncharted 4 بازی سال شود، Dark Souls III هم هیچی نمی شود، حتی کاندید! بگذریم… سری عناوین Souls و استاد هیدتاکا میازاکی از همان ابتدا و از زمانی که بازی Demon’s Souls ساخته شد پای در مسیر افسانه شدن و جاودانه شدن گذاشتند. Dark souls مفهوم “مرگ” در یک بازی ویدئویی را تغییر داد و آن را به مفهومی حتی شیرین که باید از آن هر بار درس گرفت تبدیل کرد. Dark souls سختی و چالش را در بازی‌های رایانه ای تبدیل به یک “ارزش” کرد که نه تنها عاملی بازدارنده برای بازیباز نیست بلکه کاملا نقشی تشویق کننده و پیش برنده را برای وی بازی می کند. با هر نسخه که از این عناوین منتشر شد شاهد پیشرفت بودیم و آرام آرام این سری تبدیل به یکی از تاثیر گذار‌ترین، پرطرفدارترین و جذاب‌ترین فرنچایز‌های سبک اکشن نقش‌آفرینی شد و امضای خاص خود را بر این صنعت بر جای گذاشت. در دنیای عظیم بازی‌های رایانه‌ای همواره بوده‌اند و هستند عناوینی که فراتر از یک بازی یا یک فرنچایز عمل کرده‌اند و در واقع پرچم‌ داران و میراث‌ داران این صنعت و این هنر هستند. عناوینی که تاثیر آن‌ها را در بسیاری از بازی‌ها و حتی در عناوین نسل‌های بعد نیز می‌توان مشاهده کرد و استانداردهای جدیدی را در این دنیای گسترده به وجود آورده‌اند و بدون شک سری سولز نیز یکی از همین قبیل فرنچایزها محسوب می شود. میازاکی با Demon’s Souls فرمولی جهنمی ولی شیرین را کشف کرد، در Dark Souls آن را بسط داد و گسترده‌ تر و جذاب تر کرد، در Bloodbone آن را تا حد کمال ارتقا داد و به مرز پختگی رساند و با Dark Souls III کامل‌ترین شکل ممکن از فرمول مرگبار خود را به دنیا در قابی از هنر ناب معرفی کرده است. فرمولی که مو لای درز آن نمی‌رود و هیچ خرده‌ای نمی‌توان به آن گرفت.

تصور کنید که Titanfall 2 و Doom و Inside و Overwatch کاندید “بازی سال” هستند و Dark Souls 3 نیست! خب الان این بازی چه چیزی کمتر از این ها دارد؟ والا همه چیزش هم بهتر است آن هم چند درجه. البته همه چیز باید به همه چیز بیاید. سالی که Overwatch جای Uncharted 4 بازی سال شود، Dark Souls III هم هیچی نمی شود، حتی کاندید!

Dark Souls III نسخه تکمیل شده و بهبود یافته تمام شاهکارهای قبلی میازاکی و در واقع اوج هنر و توان این نابغه ژاپنی است که تا ابد نام خود را در تاریخ این صنعت و از آن مهم‌تر در قلب بازیبازهای عاشق چالش حک کرده است. ساخت بازی Dark Souls III را استودیو FromSoftware برعهده داشت و کمپانی Bandai Namco Entertainement در تاریخ ۲۳ مارس ۲۰۱۶ آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود تا در دسترس عاشقانش قرار بگیرد. Dark Souls III با انتشار خود بار دیگر نشان داد که یک بازی می‌تواند به قدری شاهکار باشد که حتی اگر بارها و بارها و بارها کشته شوید و با یک باس شاید ۵۰ بار مبارزه کنید، باز هم چنان عاشق آن شوید که ۱۰ بار آن را به پایان برسانید. Dark Souls III به مانند تمامی نسخه های دیگر این سری از هر نظر بی نظیر و فوق العاده بود. گیم پلی فوق العاده و اعتیاد آور، مبارزات هاردکور و چالش برانگیز، موسیقی فوق العاده، داستانی مرموز و زیبا، همه و همه باعث شده اند تا یک شاهکار جاودانه شکل بگیرد. Dark Souls III موفق شد مثل تمام شاهکارهای استاد میازاکی از سوی منتقدین و بازیبازان بازخوردهای معرکه ای را دریافت کند و به واسطه ارائه بی نقص یک بازی هاردکور به کامل ترین شکل، مورد تحسین تمامی منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازخوردهای عالی در نهایت منجر به کسب امتیاز متالی عالی ۸۹/۱۰۰ برای Dark Souls III شد و کارنامه استاد را بی نظیر تر کرد. Dark Souls III داستان درس گرفتن از شکست است، درس مقاومت در برابر سختی و دشواری، درس استقامت و صبر. Miyazaki با این عنوان نشان داد “می‌توان” و “باید” گاهی خلاف جهت آب شنا کرد تا تاریخ‌ساز شد. Dark Souls III عنوانی است که نباید آن را از دست دهید. اتفاقا برعکس، باید چنین الماس ارزشمندی را را غنیمت شمرده و وارد دنیای تاریک و پر رمز و راز و البته سخت و مرگبار Souls شوید و مطمئن باشید پس از تجربه این بازی است که تازه خواهید فهمید چه جواهری را تجربه کرده اید. Dark Souls III تجسم یک رویا در دل کابوسی مطلق است.

Dark Souls III با انتشار خود بار دیگر نشان داد که یک بازی می‌تواند به قدری شاهکار باشد که حتی اگر بارها و بارها و بارها کشته شوید و با یک باس شاید ۵۰ بار مبارزه کنید، باز هم چنان عاشق آن شوید که ۱۰ بار آن را به پایان برسانید. Dark Souls III به مانند تمامی نسخه های دیگر این سری از هر نظر بی نظیر و فوق العاده بود. گیم پلی فوق العاده و اعتیاد آور، مبارزات هاردکور و چالش برانگیز، موسیقی فوق العاده، داستانی مرموز و زیبا، همه و همه باعث شده اند تا یک شاهکار جاودانه شکل بگیرد.

دلایل بسیار زیاد و متعددی وجود دارد که برای لزوم تجربه کردن Dark Souls III توسط شما آن ها را برشماریم اما بدون شک یکی از اصلی ترین آن ها گرافیک بازی و طراحی هنری آن است که مانند آن را هیچ گاه در بازی دیگری ندیده اید. در واقع نکته ای که در اصل و در کنار گیم پلی، باعث خاص شدن Dark Souls III و دیگر عناوین این فرنچایز شده است، طراحی و گرافیک هنری شاهکار بازی است که چه در مورد محیط ها، چه در مورد دشمنان بازی و مخصوصا در مورد باس ها، از هر عنوان دیگری متمایز است و این سری را یک یا جتی چند پله بالاتر از اکثر عناوین هم سبک از لحاظ گرافیک هنری قرار می دهد. واقعا در مبحث طراحی‌های هنری سری عناوین Souls می‌توان ساعت ها و ساعت‌ها نوشت، می‌توان ساعت‌ها و ساعت‌ها خواند، و می‌توان مدت‌ها از باده این هنر ناب سرمست شد. طراحی محیط و دنیای بازی در سری Souls بر اساس جهانی فانتزی و کلاسیک است. دنیایی افسانه‌ای که هنوز اژدهاها بر فراز آسمان‌های آن پرواز می‌کنند و پر است از انواع موجودات افسانه‌ای. این دنیای فانتزی و کلاسیک، خاص این سری است و حتی در دیگر عناوین این سازنده نیز دیده نمی‌شود. مثلا در بازی Bloodborne شاهد طراحی معاصر و معماری لندن ویکتوریایی هستیم اما در سری Souls دنیایی کاملا فانتزی و افسانه‌ای را شاهد هستیم، البته افسانه‌ای غمگین و مرگبار. هیچ نشانی از زندگی، طراوت، شادی در طراحی‌های بازی وجود ندارد و بدتر از همه آن که امید نیز کاملا از این دنیا رخت بربسته است. در واقع سازندگان به هدف خود که دقیقا خلق چنین دنیایی بوده است کاملا رسیده ‌اند و ما را مستقیم به دل دنیایی غم‌زده پر از حس تنهایی، اضطراب و مرگ می‌فرستند. نکته بسیار جالبی که همیشه در طراحی های محیط و مناطق مختلف عناوین سولز از جمله Dark Souls III وجود دارد نوعی حس غربت و تنهایی و عدم امنیت است که در شکل و ذات طراحی های هنری این عناوین وجود دارد و حتی زمانی که هیچ خطری هم شما را تهدید نمی کند حس نا امنی و غربت شما را رها نمی کند که این کاملا به صورت عمد توسط طراحان در بازی قرار گرفته است و نشان از هنر بالای آنان در طراحی محیط دارد.

miyazaki-souls-series-next-game-dark-souls-3-700x389.jpg.optimal

خیلی مخلصیم استاد… تعظیم…

در Dark Souls III تک تک شخصیت ها، دشمنان، باس ها، محیط ها، ساختمان ها و هر چیز دیگری که می بینید طراحی شاهکاری دارند و یکی از نکاتی که باعث می شود تا هیچ بازی دیگری غیر از عناوین فرام سافتور و میازاکی نتواند در این سبک مانند آن ها باشید، همین طراحی هنری بی نظیر این عناوین هستند که محدود و منحصر به ذهن طراحان و خالقین عناوین این فرنچایز هستند. هر قدمی که در بازی بر می دارید دوست دارید تا اگر دشمنان به شما مجال دهند بایستید و بارها دوربین بازی را بچرخانید و به مناظر و دورنمای بازی و محیط اطراف خود نگاه کنید تا هنر طراحی را تمام و کمال درک نمایید. طراحی که به واقع بازیباز را مات و مبهوت می کند و در دراز مدت وی را طوری وابسته خود خواهد کرد که محیط دیگری در هیچ عنوانی به چشم شما چنین نمی آید که در عناوین سولز دیده اید. صحبت از طراحی دشمنان و باس ها شد و نمی شود در این مورد توضیحاتی ارائه نکرد. خاص بودن طراحی های Dark Souls III کاملا در طراحی دشمنان، شخصیت‌ها و باس‌های این عنوان نیز مشهود است. در خصوص باس‌های Dark Souls III و به طور کلی این سری نکته‌ای که می‌توان به قطعیت در مورد آن صحبت کرد، علاقه طراحان بازی به استفاده از مدل‌های دفرمه و برخلاف ساختار طبیعی است که در اغلب باس‌های این عناوین دیده می‌شود و این دفرمه‎گی در ترکیب با درجه سختی و قدرت بالای این باس‌ها، سبب می شود تا آن‌ها بسیار مخوف‌تر و نامانوس تر از موجوداتی طبیعی برای ما جلوه کنند و این، استرس ما را هنگام مبارزه با آن‌ها بیشتر می‌کند و نشان از هوش طراحان بازی و احاطه و ٱگاهی کامل آنها نسبت به المان‌های سری Souls دارد و این هنر آن‌ها در ترکیب با دانش فنی که دارند، سبب پدید آمدن شاهکارهایی در زمینه طراحی باس‌ها شده است.

در خصوص باس‌های Dark Souls III و به طور کلی این سری نکته‌ای که می‌توان به قطعیت در مورد آن صحبت کرد، علاقه طراحان بازی به استفاده از مدل‌های دفرمه و برخلاف ساختار طبیعی است که در اغلب باس‌های این عناوین دیده می‌شود و این دفرمه‎گی در ترکیب با درجه سختی و قدرت بالای این باس‌ها، سبب می شود تا آن‌ها بسیار مخوف‌تر و نامانوس تر از موجوداتی طبیعی برای ما جلوه کنند و این، استرس ما را هنگام مبارزه با آن‌ها بیشتر می‌کند و نشان از هوش طراحان بازی و احاطه و ٱگاهی کامل آنها نسبت به المان‌های سری Souls دارد و این هنر آن‌ها در ترکیب با دانش فنی که دارند، سبب پدید آمدن شاهکارهایی در زمینه طراحی باس‌ها شده است.

طراحی فوق‌العاده مخوف و عجیب، حملات مرگبار و قدرتمند، انواع و اقسام حملات و ضربات متنوع، قوی‌تر شدن آنها با کمتر شدن خط سلامتیشان و تغییر استایل مبارزه، همه و همه از مواردی هستند که باعث شده‌اند تا باس فایت‌های این سری از هر لحاظ به یک میزان و استانداردی بسیار سخت برای دیگر بازی‌ها تبدیل شود. از نظر نویسنده، سری Souls به همراه عنوان Bloodborne دارای برترین طراحی باس‌ها در تاریخ بازی‌های رایانه ای هستند و تا به امروز که شاهد چند نسل از بازی‌ها بوده ام و انواع و اقسام پلتفرم‌ها و بازی‌های سبک‌های مختلف را تجربه کرده‌ام, در هیچ عنوانی باس‌هایی به جذابیت، مرگباری، قدرتمندی و چالش برانگیزی باس‌های این عناوین ندیده‌ام. در راستای طراحی باس‌ها، دشمنان نیز در بازی اکثرا طراحی‌های عجیب و غریب دارند و در مقیاسی کوچک‌تر، از همان طراحی‌های دفرمه برخوردار هستند و این گونه به نظر می‌رسد که موجوداتی مریض هستند. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. یکی از گل های سرسبد آن Dark Souls III است که چنین لیستی اصلا بدون آن معنایی ندارد. این شاهکار جاودانه در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است و اگر عنوانی عجیب و غریب به نام ویچر ۳ که انگار از دنیایی دیگر است نبود، قطعا می توانست رتبه اول هم باشد. Dark Souls III پایانی افسانه‌ای بر ۳ گانه فرنچایزی شاهکار است که معلوم نیست دوباره کی نامی از آن بشنویم. Dark Souls III مجموعه‌ای از بسیاری از کلمات است. نبوغ، خلاقیت، زیبایی، تاریکی، وحشت، چالش، مصیبت، رنج، پاداش، جزا، سختی، شیرینی، استقامت و بسیاری کلمات و صفات تحسین برانگیز دیگر که همگی در مورد آن صدق می‌کنند.

۱- The Witcher 3: Wild Hunt

The Witcher 3: Wild Hunt

سازنده: CD Projekt Red

ناشر: CD Projekt

پلتفرم ها: Xbox One ,Microsoft Windows ,Playstation 4

تاریخ انتشار: ۱۹ می ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۹۴/۱۰۰

حتی برترین شاهکارها و جاودانه ترین عناوین تاریخ هم بینشان تعدادی گل سر سبد وجود دارد که در واقع آن چند گل سر سبد، نخستین رتبه های لیست “برترین بازی های کل تاریخ” را تشکیل می دهند. عناوینی که فراتر از سطح تصور عمل کرده اند و به حدی از همه لحاظ بی نقص و بی نظیر هستند که حتی شاهکارهای تاریخ نیز در سطح آن ها نیستند و مقداری پایین تر از این عناوین قرار می گیرند و در واقع می توان به آن ها ابرشاهکار گفت. The Witcher 3: Wild Hunt دقیقا یکی از همین عناوین است و به عقیده من بهترین مثال برای این عناوین و رتبه اول لیست برترین بازی های کل تاریخ بازی های رایانه ای نیز محسوب می شود. عنوانی که حتی یک لحظه هم نمی توانید از آن چشم بردارید و نه تنها تا چندین وقت بعد از بازی کردن آن در یادتان می ماند و به آن فکر می کنید، بلکه تا آخر زندگی تان نیز این ابر شاهکار جادویی را از یاد نخواهید برد و شاید هر مدت یک بار به سراغ آن بروید و دوباره بازی را تجربه نمایید. ناگفته نماند که نسخه های اول و دوم Witcher نیز در زمان خود چیزی فراتر از فوق العاده بودند و هر کدام در دوره خود تاریخسازی کرده اند اما به واقع برترین نسخه این سری با اختلاف، نسخه سوم آن است که برترین و با کیفیت ترین حسن ختامی است که می توان برای پایان دادن به یک ۳ گانه تصور کرد. ساخت بازی The Witcher 3: Wild Hunt را CD Projekt برعهده داشت و کمپانی CD Projekt Red در تاریخ ۱۹ می ۲۰۱۵ آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر نمود تا در دسترس خیل طرفداران و عاشقان پرتعدادش قرار بگیرد که مدت ها و مدت ها منتظرش بودند و بهتر است بگویم منتظرش بودیم!

بازخوردهای بی نظیری که The Witcher 3: Wild Hunt دریافت کرد در نهایت منجر به کسب امتیاز متای شاهکار ۹۴/۱۰۰ شد، اما شما زیاد توجه نکنید زیرا متای این بازی فقط و فقط ۱۰۰ است و بس. آن مقداری امتیاز هم که در متا کم شده به خاطر مقداری باگ های زمان عرضه بود که همه بازی های بزرگ دارند ولی خب اگر این باگ ها برای برخی بازی های خاص باشند نمره کم نمی شود ولی اگر برای ویچر ۳ باشند حتما نمره کم می شود.

بازی از لحاظ طراحی هنری و گرافیک در سطح بسیار بسیار بالایی قرار دارد و وقتی با گرالت در محیط بازی قدم می زنید تنها به لباس وی و جزئیاتی که در طراحی آن به کار رفته است دقت کنید تا متوجه کیفیت گرافیکی بازی شوید. بافت ها و تکسچرهای موجود در دنیای بازی همگی در اوج کیفیت قرار دارند آن هم در چنین عنوانی با دنیایی بسیار بزرگ و وسیع، که این طراحی بازی را بیشتر از قبل ارزشمند می سازد. همچنین بازی Witcher 3: Wild Hunt عنوانی است پر از تصمیمات تاثیرگذار که در واقع بر پایه‎ تصمیمات شما و عواقب آن‎ ها بنا شده است. تصمیماتی اغلب خاکستری که شما را به فکر کردن مجبور می ‎کنند و در پایان منجر به شکل گیری ۳۶ پایان مختلف در بازی خواهند شد و باید با نتیجه تصمیماتی که در جا ی‎جای بازی گرفته اید روبرو شوید. در دوره ای که بازی های چند ساعته هم کشش لازم برای به انتها رساندن را در ما ایجاد نمی‎ کنند و محتوای باکیفیتی ندارند، عناوینی مثل Witcher 3 به مانند گوهری درخشان و کمیاب هستند و گاها با بیش از ۲۰۰ ساعت گیم‎ پلی و محتوای ناب، ما را وادار به دوباره یا سه باره تمام کردن بازی نیز می کنند. گیم پلی بازی پر از سیستم‎ های مختلف و متنوع مبارزه و … است و در عین سادگی و در دسترس بودن، پیچیدگی ‎های بسیاری نیز دارد که بسیاری از آن ‎ها را خود بازی به شما آموزش می دهد ولی یادگیری بسیاری را نیز به عهده خود شما می گذارد تا با آزمون و خطا آن‌ها را فراگیرید. استفاده از سیستم ‎ها و تاکتیک‎ های مختلف مبارزات و … به خصوص در درجات بالای سختی بازی بسیار حیاتی هستند.

گیم پلی بازی پر از سیستم‎ های مختلف و متنوع مبارزه و … است و در عین سادگی و در دسترس بودن، پیچیدگی ‎های بسیاری نیز دارد که بسیاری از آن ‎ها را خود بازی به شما آموزش می دهد ولی یادگیری بسیاری را نیز به عهده خود شما می گذارد تا با آزمون و خطا آن‌ها را فراگیرید. استفاده از سیستم ‎ها و تاکتیک‎ های مختلف مبارزات و … به خصوص در درجات بالای سختی بازی بسیار حیاتی هستند. برای آگاهی هر چه بیشتر از زحمتی که سازندگان برای سیستم مبارزات این بازی کشیده اند باید بازی را با درجات سختی بالاتر از Normal انجام دهید تا طعم واقعی مبارزه با تاکتیک و استراتژی ‎های مختلف را بچشید و دریابید که مبارزات در این عنوان بسیار فراتر از یک بازی Hack and Slash ساده هستند.

در واقع برای آگاهی هر چه بیشتر از زحمتی که سازندگان برای سیستم مبارزات این بازی کشیده اند باید بازی را با درجات سختی بالاتر از Normal انجام دهید تا طعم واقعی مبارزه با تاکتیک و استراتژی ‎های مختلف را بچشید و دریابید که مبارزات در این عنوان بسیار فراتر از یک بازی Hack and Slash ساده هستند. The Witcher 3: Wild Hunt از لحاظ مقدار و کیفیت و تنوع محتوا نیز واقعا ستودنی است و می تواند کاری کند تا شما مدت ها و مدت ها بدون توجه به ساعت و گذشت زمان در دنیای بی نظیر و بسیار وسیع بازی با تعداد بسیار بسیار زیادی فعالیت مختلف برای انجام دادن گشت و گذار کنید و هیولا بکشید و کارت بازی کنید و کارآگاه شوید و … عناوینی به مانند سری Witcher به معنای واقعی کلمه در بردارنده مفهوم احترام به مصرف کننده هستند و گیمر از ذره‎ ذره پولی که برای خرید آن خرج کرده است با تمام وجود راضی و خشنود است. هفته ‎ها و شاید ماه ‎ها سرگرم کردن یک گیمر کار آسانی نیست که از عهده هر بازی یا هر بازی ‎سازی بر آید. باید گفت The Witcher 3: Wild Hunt به واقع هیچ گونه نقصی ندارد و معنای یک “شاهکار محض” است، چه از لحاظ هنری، فنی، گیم پلی، موسیقی، صداگذاری، داستان، تصمیم گیری و انتخاب، ماموریت های جانبی. عنوانی که حتی یک لحظه هم نمی توانید از آن چشم بردارید و نه تنها تا چندین وقت بعد از بازی کردن آن در یادتان می ماند و به آن فکر می کنید، بلکه تا آخر زندگی تان نیز این شاهکار جادویی را از یاد نخواهید برد و شاید هر مدت یکبار به سراغ آن بروید و دوباره بازی را تجربه نمایید. مخصوصا با دو بسته الحاقی بی نظیری که برای بازی با نام های Hearts of Stone و Blood and Wine منتشر گردید که هر کدام شاید از بازی اصلی هم زیباتر بودند و به اندازه یک بازی کامل، گیم پلی و ماموریت و موارد جدید در خود داشتند.

The Witcher 3: Wild Hunt به واقع هیچ گونه نقصی ندارد و معنای یک “شاهکار محض” است، چه از لحاظ هنری، فنی، گیم پلی، موسیقی، صداگذاری، داستان، تصمیم گیر و انتخاب، ماموریت های جانبی. عنوانی که حتی یک لحظه هم نمی توانید از آن چشم بردارید و نه تنها تا چندین وقت بعد از بازی کردن آن در یادتان می ماند و به آن فکر می کنید، بلکه تا آخر زندگی تان نیز این شاهکار جادویی را از یاد نخواهید برد و شاید هر مدت یکبار به سراغ آن بروید و دوباره بازی را تجربه نمایید.

The Witcher 3: Wild Hunt موفق شد از سوی منتقدین و بازیبازان، برترین بازخوردها و شگفت انگیزترین نحسین ها را دریافت کند و به واسطه تک تک بخش هایش که در کنار هم شاهکاری بی نقص را شکل داده بودند، مورد تحسین تمامی منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا قرار گرفت. این بازخوردهای بی نظیر در نهایت منجر به کسب امتیاز متای شاهکار ۹۴/۱۰۰ برای The Witcher 3: Wild Hunt شد، اما شما زیاد توجه نکنید زیرا متای این بازی فقط و فقط ۱۰۰ است و بس. آن مقداری امتیاز هم که در متا کم شده به خاطر مقداری باگ های زمان عرضه بود که همه بازی های بزرگ دارند ولی خب اگر این باگ ها برای برخی بازی های خاص باشند نمره کم نمی شود ولی اگر برای ویچر ۳ باشند حتما نمره کم می شود. The Witcher 3: Wild Hunt موفق شد در حضور شاهکارهایی مثل بلادبورن و فال آوت ۴ که هر دو در این لیست هم هستند، به عنوان بازی سال ۲۰۱۵ انتخاب شود که قطعا انتخابی صحیح و شایسته بود. بی شک وقتی بخواهیم از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی یا همان Action-RPG های نسل هشتم نام ببریم. باید ار راس آن لیست فقط و فقط یک نام را ببینیم و آن هم The Witcher 3: Wild Hunt است و بس. هنوز که هنوز است وقتی نام این بازی می آید مو به تنم سیخ می شود و واقعا در دلم به سازندگان این شاهکار درود می فرستم. این ابر شاهکار جاودانه در لیست امروز ما از “برترین عناوین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم” در تنها رتبه ای که شایسته اش است یعنی “رتبه نخست” قرار گرفته است. راستش را بخواهید لقب برترین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم و.. برای The Witcher 3: Wild Hunt خیلی کوچک هستند. اگر بخواهیم حق مطلب را برای این بازی ادا کنیم بهتر است بگوییم The Witcher 3: Wild Hunt برترین اکشن نقش آفرینی تاریخ و یا حتی برترین بازی کل تاریخ است (یا لااقل یکی از ۳ بازی برتر کل تاریخ). The Witcher 3: Wild Hunt چنین عنوانی است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *