- دسته‌بندی نشده

کمی آن‌طرف‌تر از یاکوزا | نقد و بررسی بازی Judgment

کمی آن‌طرف‌تر از یاکوزا | نقد و بررسی بازی Judgment

چندین سال پیش سگا یکی از مهمترین اسامی صنعت بازی بود. هم کنسول بازی خودش را داشت، هم آنقدری بازی خوب به بازار ارائه می کرد که به نوعی سایه ی سنگینش روی دنیای بازی حس می شد. با اینکه این شرکت دیگر آن شکوه سابق را ندارد، اما هیچ وقت قاطی آن شرکت هایی هم نشد که طرفداران‌شان را ناامید می کنند. هنوز هم وقتی نام سگا روی یک بازی است، یعنی باید آن بازی را خرید و با آن وقت گذراند. نکته ای که وجود دارد این است که سگا با سلیقه ی ژاپنی بازی می سازد و هیچ گاه هم این سیاستش را خیلی تغییر نداده است. بخاطر همین کسی که سراغ بازی های این شرکت می رود می داند که با چه چیزی رو به رو خواهد شد. بازی هایی به شدت سرگرم کننده که همیشه این عطش را در مخاطب ایجاد می کنند که قبل از خاموش کردن کنسول، کمی بیشتر آن را ادامه دهند. یکی از فرنچایزهایی که سال های اخیر سگا خیلی روی آن حساب باز کرده و نسخه های زیادی نیز از آن منتشر کرده است، سری Yakuza است. عجیب است که این سری اینقدر کمتر از آن چیزی که لیاقتش را دارد معروف شده (به قول معروف Underrated است)، اما تقریباً هر شماره ای که در سال های اخیر از این سری منتشر شده، در نوع خود یک بازی بسیار سرگرم کننده با داستانی پیچیده و جالب بوده است.

شاید یکی از دلایلی که افراد زیادی تا به حال سمت این سری نرفته اند، همان المان «ژاپنی بودن» باشد که به مذاق هر کسی خوش نمی آید. شاید هم به این دلیل باشد که اکثر بازی های این سری، دوبله ی انگلیسی ندارند و برای یک بازی که داستان سنگین و طویلی دارد و میان پرده های چندین دقیقه ای پخش می کند، دوبله به یک زبان بین المللی برای فروش بیشتر ضروری به نظر می رسد. البته علیرغم همه ی این صحبت ها یاکوزا همچنان یکی از بازی های معروف است و پس از Yakuza 6، Yakuza 0 و Yakuza: Kiwami 2 که در سال های اخیر عرضه شدند، این سری روی رادار خیلی ها، از جمله خود من قرار گرفت. اگر با این سری آشنایی ندارید، باید بگویم یاکوزا بیشتر شبیه به سریال های پلیسی عامه ولی بسیار جذاب است که می خواهید ببینید «آخرش چی میشه؟». یاکوزاها تمام خاصیت های یک بازی پلیسی – ماجرایی، از گنگ های مواد مخدر و مافیا گرفته، تا مشت زنی های خیابانی، تعقیب و گریز و شخصیت های احمق پرزور و یا باهوش بزدل را دارد. اما بازی ای که امروز می خواهیم نگاهی به آن بیندازیم، از سری اصلی این بازی نیست و نام یاکوزا را یدک نمی کشد. بلکه یک عنوان اسپین آف است که شخصیت قابل بازی در آن و تم داستانی اش کمی فرق می کند. Judgment با اینکه در سری اصلی یاکوزا نیست، اما هیچ فرقی با یک یاکوزای واقعی ندارد و حتی در بسیاری از موارد پیشرفت های زیادی هم داشته است. اگر سری یاکوزا را بازی کرده و دوست داشته اید، فکر کنم نیازی به خواندن بقیه ی مطلب نداشته باشید؛ همینجا قطع کنید و بروید بازی را بخرید. اگر نه، با من و گیمفا همراه باشید تا نگاهی اجمالی به این بازی فوق العاده خوش ساخت داشته باشیم!

یکی از فرنچایزهایی که سال های اخیر سگا خیلی روی آن حساب باز کرده و نسخه های زیادی نیز از آن منتشر کرده است، سری Yakuza است. عجیب است که این سری اینقدر کمتر از آن چیزی که لیاقتش را دارد معروف شده (به قول معروف Underrated است)، اما تقریباً هر شماره ای که در سال های اخیر از این سری منتشر شده، در نوع خود یک بازی بسیار سرگرم کننده با داستانی پیچیده و جالب بوده است. اکنون این سری با اسپین آفی به بازار آمده که نام یاکوزا را یدک نمی کشد.

پس از اینکه داستان کازاما به پایان رسید، می شد حدس زد که اگر اسپین آفی هم در کار باشد، درباره ی یک شخصیت جدید خواهد بود. همینطور هم شد و Judgment بخش کوچکی از زندگی کاراکتری دیگر به نام یاگامی را روایت می کند که قبلاً وکیل مدافع بوده و در شغلش شکست خورده و اکنون به عنوان یک کارآگاه فعالیت می کند. شخصیت پردازی تقریباً همه ی شخصیت های موجود در بازی در نوع خود عالی است و روی داستان و روابط شخصیت ها به وضوح وقت گذاشته شده است. شاید داستان دقیقاً آن چیزی نباشد که بتواند همیشه شما را غافلگیر کند، اما به قدری خوب و با توجه با جزئیات روایت می شود که دلتان می خواهد بکوب و در یک نوبت بازی را به پایان برسانید. برای مثال همکار یاگامی که نامش کایتو است و به نوعی مغز متفکر گروه دو نفره شان حساب می شود، رابطه ای جالب با یاگامی دارد. از آنجایی که داستان Judgment کاملاً مانند بازی های دیگر یاکوزا نیست و کمی تاریک تر و جدی تر دنبال می شود، رابطه ی یاگامی و کایتو باعث می شود روند داستان خیلی خشک و جدی باقی نماند و لحظاتی از صمیمیت نیز در آن تجربه کنید.

انتخاب دیالوگ هم در این بازی وجود دارد. گرچه این بخش هم مانند سایر مکانیزم های مربوط به بخش کارآگاهی بازی خیلی تعریف ندارد.

خود داستان بازی تا دلتان بخواهد صحنه های دراماتیک و پیچش های داستانی جذاب دارد. در پس هر کاراکتر، داستانی نهفته که با پیشروی در بازی متوجه خیلی از آن ها می شوید. همچنین یکی از فعالیت هایی که در Judgment می توانید انجام دهید، دوست شدن با افراد مختلف است و حتی می توانید با آن ها قرار بگذارید. این مکانیزم خودش می تواند نقشی در داستان داشته باشد و هرچقدر که با افراد بیشتری آشنا شوید، مراحل جانبی بیشتری برای تجربه وجود خواهد داشت که می توانید هنگامی که از خط اصلی داستانی خسته شدید، این داستان های کوچک گوشه و کنار بازی را مد نظر قرار دهید. از مهمترین نکاتی که در Judgment به سری اضافه شده، دوبله ی انگلیسی است که پس از اعتراضات فراوان طرفداران بالاخره در این نسخه اجرا شده. صداپیشگان نیز کار خود را بسیار خوب انجام داده اند و در اکثر موارد، حس کاراکتر را به خوبی منتقل می کنند. گرچه برخی جاها هنوز حرکات لب و دوبله ی انگلیسی کاراکترها با هم همخوانی ندارند، ولی حداقل دیگر نیازی نیست که یک چشم تان در طول بازی به زیرنویس ها باشد و آن طور که باید و شاید کات سین ها را نبینید. کات سین ها نیز بسیار عالی کار شده اند و سبک گرافیکی بازی کاملاً با تم داستانی آن جور در می آید. Judgment در بخش پلات و داستان نمره ی کامل را دریافت می کند. در واقع سازندگان تا حد زیادی در این عنوان اسپین آف موفق شده اند چیزهایی را از داستان بازی حذف و یا به آن اضافه کنند که در شماره های پیشین به نظر اکثریت خسته کننده و یا ضروری می آمد.

از مهمترین نکاتی که در Judgment به سری اضافه شده، دوبله ی انگلیسی است که پس از اعتراضات فراوان طرفداران بالاخره در این نسخه اجرا شده. صداپیشگان نیز کار خود را بسیار خوب انجام داده اند و در اکثر موارد، حس کاراکتر را به خوبی منتقل می کنند. گرچه برخی جاها هنوز حرکات لب و دوبله ی انگلیسی کاراکترها با هم همخوانی ندارند، ولی حداقل دیگر نیازی نیست که یک چشم تان در طول بازی به زیرنویس ها باشد و آن طور که باید و شاید کات سین ها را نبینید.

گیم پلی Judgment، قدمی رو به جلو در سری به حساب می رود. نکته ی جالب ماجرا این است که یاگامی یک کارآگاه خصوصی است و روی کاغذ انتظار می رود که شخصیتی مانند کازاما که برای خودش گولاخی بود (!) از او بهتر باشد. اما نه تنها که اینطور نیست، بلکه بخش اکشن و مبارزات خیابانی در Judgment به طرز قابل توجهی از عناوین پیشین سری لذت بخش تر شده است. البته انتظار یک تغییر اساسی نداشته باشید، اما حرکات یاگامی بسیار نرم است. همچنین کسی نمی تواند او را در گوشه ی دیوار گیر بیندازد یا او را محاصره کند، زیرا به لطف سیستم جدید، یاگامی عین آب خوردن می تواند حرکات پارکور انجام دهد و از در و دیوار بالا رفته و دشمنانش را لگدمال کند. این حرکات در انواع مختلفی طراحی شده و بخش اکشن را تا حد زیادی بهبود داده اند. استفاده از وسایل موجود در محیط نیز مانند بازی های اخیر سری در Judgment هم وجود دارد که با استفاده از آن ها هم می توانید دشمنانتان را گوشمالی کنید. البته برخی از دشمنان هم به این راحتی ها کتک نمی خورند و می توانند جوری شما را زخمی کنند که به جعبه های کمک های اولیه احتیاج پیدا کنید (که قیمت آن ها به هیچ وجه کم نیست!).

یاگامی شخصیتی جالب با پیش زمینه ای جذاب است. تحقیق درباره ی خود این کاراکتر و آشنایی بیشتر با او و گذشته اش در نوع خود سرگرم کننده است.

از آن جایی که یاگامی کارآگاه است، طبیعتاً از او انتظارات خاصی دارید. باید بگویم که او بسیاری را از قابلیت های کارآگاه های خصوصی دیگر را دارد. مشکل این است که مکانیزم این قابلیت ها، آن طور که شایسته ی این عنوان باشد طراحی نشده اند. این مکانیزم ها نه تنها باعث جذاب تر شدن بازی نشده اند، بلکه آن را تا حدی خسته کننده هم کرده اند. البته نه همه شان؛ به پرواز در آوردن Droneها (هواپیمای کنترلی کوچک که نظیر آن را در Watch Dogs 2 دیده بودیم) لذت های خاص خودش را دارد. می توانید این Drone ها را در نزدیکی پنجره ی هدف مورد نظر به پرواز در بیاورید و کارهای او را اسکن کنید. اما بخش های دیگر، مانند اسکن کردن محیط برای به دست آورد سرنخ می تواند خسته کننده باشد، زیرا تنها کاری که باید در این بخش بکنید، فشار دادن یک دکمه است تا یاگامی آن جسم را با دید کارآگاهی خود بررسی کند. سکانس های تعقیب و گریز هم در ابتدا بسیار جالب به نظر می آیند ولی پس از مدتی می بینید فقط دارید یک مسیر طولانی را با دکمه زنی سپری می کنید و دیگر جذابیت اولیه را برایتان نخواهند داشت. به طور کلی باید بگویم Judgment در اضافه کردن بخش های جدید به بازی خیلی موفق عمل نکرده، اما در بهبود مکانیزم هایی که پیش از این در سری وجود داشتند، کاملاً موفق بوده است.

داستان بازی تا دلتان بخواهد صحنه های دراماتیک و پیچش های داستانی جذاب دارد. در پس هر کاراکتر داستانی نهفته که با پیشروی در بازی متوجه خیلی از آن ها می شوید.

یکی از ویژگی هایی که نسخه های اخیر بازی یاکوزا در آن مشترک بوده اند، شهری شلوغ و پر از فعالیت های جانبی است. در Judgment هم شما دقیقاً با چنین چیزی طرف هستید. شهر کاموروچو جزو بزرگ ترین شهرهایی نیست که در بازی ها وجود دارند. به خصوص وقتی آن را با دنیاهای عظیم بازی هایی مانند GTA V، رد دد ریدمپشن یا فارکرای و واچ داگز مقایسه می کنید، کاموروچو شهر کوچکی است. اما کارهای مفیدی که می توانید در آن انجام دهید بسیار زیاد است. در واقع کاموروچو یکی از زنده ترین شهرهایی است که در دنیای بازی ها دیده ام. ده ها فعالیت جانبی نیز در بازی وجود دارد که می توانید از آن لذت ببرید. در شهر دستگاه های آرکیدی هستند که در آن ها بازی های نوستالژیک سگا قرار داده شده اند. با همان بازی های جنبی می توان ساعت ها مشغول شد. به جز آن می توانید وقت تان را با حرف زدن و قرار گذاشتن با مردم بگذرانید، می توانید قفل بشکنید، می توانید لباس های مختلف را امتحان کرده و بپوشید و همچنین می توانید به ماموریت های جانبی سر بزنید. هرچه که باشد این را با اطمینان به شما می گویم که در این بازی امکان ندارد حوصله تان سر برود. چون آن قدر فعالیت جانبی در گوشه و کنار بازی ریخته که برای بالای ۱۰۰ ساعت گیم پلی محتوای جدید کافی وجود داشته باشد. فکر کنم حالا وقتی می گویم این سری Underrated است، منظورم را کاملاً متوجه می شوید!

کاموروچو شهر کوچکی است، اما کارهای مفیدی که می توانید در آن انجام دهید بسیار زیاد است. در واقع کاموروچو یکی از زنده ترین شهرهایی است که در دنیای بازی ها دیده ام. ده ها فعالیت جانبی نیز در بازی وجود دارد که می توانید از آن لذت ببرید.

بازی جذابیت بصری بالایی نیز دارد. درست است که گرافیک آن خیلی واقع گرایانه طراحی نشده و در مقایسه با برخی بازی های روز کم می آورد، اما قصد سازندگان هم این نبوده. بازی گرافیک و حال و هوای خاص خودش را دارد و هیچ گاه حس نخواهید کرد که کاش مدلسازی فلان کاراکتر یا فلان ساختمان کمی بهتر بود. نه، گرافیک هنری و فنی بازی کاملاً در هم تنیده شده اند و کاملاً متناسب با داستان بازی هستند. کاموروچو شهر بسیار زنده ای است و با اینکه شاید برای برخی از طرفداران سری تکراری باشد، اما در کل همچنان جذابیت های خودش را دارد. صداپیشه ها نیز کار خود را عالی انجام داده اند و بخش موسیقی بازی هم کار خودش را به خوبی انجام می دهد.

بخش اکشن و مبارزات خیابانی در Judgment به طرز قابل توجهی از عناوین پیشین سری لذت بخش تر شده است. البته انتظار یک تغییر اساسی نداشته باشید، اما حرکات یاگامی بسیار نرم است. همچنین کسی نمی تواند او را در گوشه ی دیوار گیر بیندازد یا او را محاصره کند، زیرا به لطف سیستم جدید، یاگامی عین آب خوردن می تواند حرکات پارکور انجام دهد و از در و دیوار بالا رفته و دشمنانش را لگدمال کند.

نتیجه اینکه اگر یاکوزا را بازی کرده و دوست داشته اید، این بازی باید در لیست خرید شما باشد. اگر یاکوزا را بازی نکرده اید، این اسپین آف نقطه ی بسیار خوبی برای شروع است و داستان آن وابستگی خاصی به بازی های گذشته ی سری ندارد. تنها در صورتی این بازی فوق العاده را به شما پیشنهاد نمی کنم که از نسخه های پیشین یاکوزا لذت نبرده باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *