- دسته‌بندی نشده

قلمرویی در سایه | نقد و بررسی بازی Vambrace: Cold Soul

قلمرویی در سایه | نقد و بررسی بازی Vambrace: Cold Soul

اگر به خاطر داشته باشید، چند سال پیش کنسول های دستی PSP و Nintendo DS کنسول های بسیار محبوبی بودند و در کنار کنسول های خانگی مانند پلی استیشن ۳ و اکس باکس ۳۶۰ فروخته می شدند و فروش آن ها کم هم نبود. حتی داشتن این کنسول ها یک مزیت به حساب می آمد، به خاطر اینکه به خصوص برای PSP بازی هایی عرضه می شد که خیلی از این بازی ها با پلی استیشن و اکس باکس مشترک بودند. حتی بازی های انحصاری بسیار خفنی برای این کنسول ها عرضه می شد که هر گیمری را نسبت به خرید آن ها ترغیب می کرد. اگر نگاهی به جدول پرفروش ترین کنسول های تاریخ بیندازید، نام کنسول دستی Nintendo DS را پس از پلی استیشن ۲ افسانه ای خواهید دید. اما نسل بعدی کنسول های دستی نتوانست جالب عمل کند و تقریباً کانسپت این کنسول ها را نابود کرد. کنسول های PS Vita و Nintendo 3DS در حالی به بازار عرضه شدند که همه منتظر پرده برداری از کنسول های خانگی بودند. عجله ی شرکت نینتندو برای عرضه ی یک کنسول دستی باعث شد این شرکت کلاً به حاشیه برود و PS Vita نیز که شروع قدرتمندی داشت و با عناوینی مانند آنچارتد، فاینال فانتزی و پرسونا کار خود را بسیار جدی گرفته بود، در سال های آتی از یادها رفت و امروزه فقط بازی های مستقل و نیمه مستقل، آن هم با تعداد بسیار کم برای این کنسول عرضه می شود. به نوعی می توان گفت آن نسل از کنسول های دستی مرگ مغزی شدند، یعنی وجود داشتند ولی بودنشان برای کسی اهمیت خاصی نداشت. گوشی های موبایل آمدند و گیم بازی کردن را همگانی کردند. بازی های اعتیادآور، آنلاین و رکورد محوری که نظر عامه ی مردم را بسیار بیشتر از بازی های کارشده‌ی ۳DS و Vita جلب می کردند. علاوه بر همه ی این ها، بازی هایی که برای گوشی عرضه می شد، در اکثر مواقع کاملاً رایگان بودند و وقت هایی هم که رایگان نبودند، به راحتی می شد دیتای کرک شده ی آن ها را پیدا کرد و می دانید که هر چیزی که ارزان باشد، خود بخود طرفدار بیشتری خواهد داشت. البته این اوایل وقتی بود که گوشی ها داشتند جای کنسول های دستی را می گرفتند، بعدها بازی هایی برای همین گوشی ها عرضه شدند که واقعاً نظر گیمرهای حرفه ای تر را هم نسبت به گوشی های موبایل تغییر دادند. بازی هایی مانند PUBG، آسفالت و سیمز که ذائقه سنجی خوبی از بازار داشتند و سعی می کردند همه ی افراد را در نظر بگیرند. به هرحال، همه ی این حرف ها را گفتم که به نینتندو سوییچ برسم که اخیراً بازی های زیادی مانند همین بازی که در ادامه نقدش را خواهید خواند برای آن عرضه می شوند و بار دیگر توانسته مفهوم کنسول دستی را زنده کند. فروش نینتندو سوییچ نیز بسیار عالی است و برای شرکتش یک بُرد مطلق حساب می شود. اما موضوعی که وجود دارد این است که بازی های سوییچ فقط روی همین کنسول به آدم می چسبند و تقریباً همه شان سبک خاصی دارند که شاید به مذاق خیلی ها خوش نیاید. بازی ای که در ادامه نقدش را خواهید خواند بازی Vambrace: Cold Soul نام دارد که توسط شرکت Devespresso Games تولید و توسط شرکت Headup Games منتشر شده است. این بازی یکی از نمونه هایی است که تجربه اش در نینتندو سوییچ می تواند جذاب باشد، اما روی PC گزینه های بسیار بیشتری است که می توان قبل این بازی آن ها را امتحان کرده و لذت برد. برای بررسی بیشتر این بازی، در ادامه با من و گیمفا همراه باشید تا نگاهی اجمالی به بازی Vambrace Cold Soul بیندازیم!

بازی ای که در ادامه نقدش را خواهید خواند بازی Vambrace: Cold Soul نام دارد که توسط شرکت Devespresso Games تولید و توسط شرکت Headup Games منتشر شده است. این بازی یکی از نمونه هایی است که تجربه اش در نینتندو سوییچ می تواند جذاب باشد. برای بررسی بیشتر این بازی، در ادامه با من و گیمفا همراه باشید تا نگاهی اجمالی به بازی Vambrace Cold Soul بیندازیم!

داستان بازی Vambrace Cold Soul یک داستان کاملاً فانتزی و ماجراجویانه است که به بسیاری از بازی های دیگر کنسول نینتندو سوییچ شباهت دارد، اما سازندگان روی روایت این بازی بیشتر کار کرده اند و نتیجه ی کار یک داستان نسبتاً پخته است که هرچه بیشتر پیش می روید، باز هم نمی خواهید جریان را بیخیال شوید و می تواند در چند ساعتی که مشغول بازی کردن هستید کنجکاوی شما را برانگیزد. بازی در شهری به نام Icenaire اتفاق می افتد. این شهر از بقیه ی جهان جدا شده و به دور افتاده و دلیل همه ی این ها پادشاهی به نام «پادشاه سایه ها» است. او نفرینی روی شهر گذاشته که همه جا تاریک و یخی شده و قسمت های مختلف شهر از هم جدا شده اند. موانعی به نام Frostfell در بازی وجود دارند که هر کس (به جز شما) به آن ها دست بزند سریعاً می میرد و این موانع دور هر منطقه را گرفته اند. نیروهای پادشاه سایه ها هم که شامل انسان های دیوانه و هر موجود عجیب غریبی که بگویید می شوند. نحوه ی روایت داستان به شکل دو بعدی است و در صحنه های کامیک مانند پخش می شوند (شیوه ای که در بازی های ژاپنی زیاد دیده اید). دیالوگ ها با وجود کلیشه ای بودند نمی توان گفت بد هستند و در کل بازی در قسمت داستان سرایی خوب و قابل قبول کار کرده است و طراحی هنری زیبای بازی در این کات سین ها، لذت بصری ماجرا را دوچندان می کند. شرکت کره ای Devespresso در بازی های گذشته ی خویش نیز از این شیوه استفاده کرده و نتیجه گرفته بود و در Vambrace هم روایت داستان بسیار شبیه به عناوین The Coma است.

دیالوگ ها با وجود کلیشه ای بودند نمی توان گفت بد هستند و در کل بازی در قسمت داستان سرایی خوب و قابل قبول کار کرده است و طراحی هنری زیبای بازی در این کات سین ها، لذت بصری ماجرا را دوچندان می کند. شرکت کره ای Devespresso در بازی های گذشته ی خویش نیز از این شیوه استفاده کرده و نتیجه گرفته بود و در Vambrace هم روایت داستان بسیار شبیه به عناوین The Coma است.

از سوی دیگر گیم پلی بازی Vambrace C S شبیه به بازی Darkest Dungeon ساخته شده که در این سبک برای خودش شهرتی دارد و بسیاری از گیمرها آن عنوان را دوست دارند. البته خود سازندگان در مصاحبه هایی گفته بودند که می خواهند فضای بازی شبیه به برخی از بازی ها مانند دارک سولز، اسکایریم و همین Darkest Dungeon باشد، اما در عمل شاید فقط فضاسازی آن شبیه با دو عنوان اول شده و بقیه ی موارد، مانند گیم پلی و مکانیزم های بازی آن قدر به Darkest Dungeon شباهت دارند که بعید است طرفداران این سبک بتوانند این حجم از شباهت را نادیده بگیرند.

Vambrace بازی سختی است و این را از سبک Dungeon Crawling به ارث برده است. درست است که بازی در سیاه چال اتفاق نمی افتد، اما سبک بازی کاملاً شبیه بازی های سیاه چال دار است! شما باید برای اتمام یک مرحله، از تعدادی مپ عبور کنید. هر مپ به پنج قسمت تقسیم شده و هر کدام از این پنج قسمت نیز باز به قسمت های کوچکتری تقسیم شده اند که در هر کدام از این قسمت های کوچک با دشمنان ضعیف تر بازی مبارزه می کنید یا اگر خوش شانس باشید یک کمپ فایر پیدا کرده و در کنار آن، نوار سلامت کاراکترهای خود را پر می کنید. دشمنان بازی به راحتی کشته نمی شوند و حقیقتاً باید کمی زور بزنید تا از استراتژی هر کاراکترتان در موقع مناسب استفاده کنید تا دشمن بمیرد.

گیم پلی بازی Vambrace C S شبیه به بازی Darkest Dungeon ساخته شده که در این سبک برای خودش شهرتی دارد و بسیاری از گیمرها آن عنوان را دوست دارند. البته خود سازندگان در مصاحبه هایی گفته بودند که می خواهند فضای بازی شبیه به برخی از بازی ها مانند دارک سولز، اسکایریم و همین Darkest Dungeon باشد.

بازی کلاس های زیادی دارد که باید در طول داستان از آن ها استفاده ی لازم را ببرید. تعداد این کلاس ها زیاد است و به ده عدد می رسد. هر کدام از این کلاس ها یا بهتر است بگوییم کاراکترها، قدرت ویژه ای دارند که به کمک شما خواهد آمد (دکتر و مبارز و …). هدف شما بیشتر از همه چیز باید این باشد که شخصیت اصلی بازی (همان دختری که عکسش روی کاور بازی است!) را زنده نگه دارید، زیرا اگر او بمیرد باید کل مرحله را از اول شروع کنید و این موضوع در یک بازی که اکشن آن نوبتی است کابوس به حساب می رود! البته این کل ماجرا نیز، بلکه با اضافه ی این، هر چه اسلحه ی خفن را که در طول مسیر پیدا کرده اید از دست خواهید داد و دوباره باید از صفر شروع کنید و مرحله را به رییس مرحله ی آخرش برسانید.

هدف شما بیشتر از همه چیز باید این باشد که شخصیت اصلی بازی (همان دختری که عکسش روی کاور بازی است!) را زنده نگه دارید، زیرا اگر او بمیرد باید کل مرحله را از اول شروع کنید و این موضوع در یک بازی که اکشن آن نوبتی است کابوس به حساب می رود!

بخش مبارزات که هسته ی گیم پلی را تشکیل می دهند، به شکل نوبتی هستند. ابتدا شما ضربه ی خود را می زنید و سپس نوبت دشمن است که این کار را انجام دهد. درست است که سبک بازی باعث شده تا بازی صحنه های مبارزات را در این حد ابتدایی نشان دهد، اما برای گیمری که می خواهد این عنوان را روی PC خود بازی کند، جداً مبارزات جذابیت خاصی ندارند. شما حتی حق انتخاب کلاس هایی را ندارید که می خواهید با آن ها هر مرحله را شروع کنید و بازی به صلاحدید خود به شما کاراکتر می دهد. کاراکترها نیز فقط دو کار بلندند انجام دهند: ضربه ی معمولی بزنند تا بگذارید نوار Flourish آن ها پر شود و سپس ضربه ی ویژه را اعمال کنید؛ همین! برای یک بازی که اکشن آن نوبتی است، حداقل چیزی که می توان انتظار داشت استراتژی های پیچیده تر است. البته بازی نوارهای دیگر هم این وسط دارد که باید حواستان به آن ها باشد، مانند نوار Awareness یا Combat. نوار Awareness هرچقدر پُرتر باشد، آن کاراکتر بیشتر شانس جاخالی دادن به ضربات دشمن و یا شناسایی تله ها را دارد. نوار Combat هم هرچقدر پُرتر باشد، آن کاراکتر بهتر می تواند بجنگد و ضرباتش موثر واقع شوند. در واقع از آنجایی که شباهت های Vambrace و Darkest Dungeon انکارناپذیرند، حداقل کاش سازندگان مکانیزم گیم پلی را به شکل کامل تری کپی می کردند تا این عنوان هم مانند DD لذت بخش تر شود و در خاطرمان بماند.

کاراکترها نیز فقط دو کار بلندند انجام دهند: ضربه ی معمولی بزنند تا بگذارید نوار Flourish آن ها پر شود و سپس ضربه ی ویژه را اعمال کنید؛ همین! برای یک بازی که اکشن آن نوبتی است، حداقل چیزی که می توان انتظار داشت استراتژی های پیچیده تر است. البته بازی نوارهای دیگر هم این وسط دارد که باید حواستان به آن ها باشد، مانند نوار Awareness یا Combat.

طراحی هنری و گرافیک فنی بازی در نوع خود عالی هستند و نمی توان ایرادی به آن ها گرفت. کاراکترها با سلیقه و دقت طراحی شده اند و هرکدام حسی را که باید کلاس شان انتقال دهد، انتقال می دهند. از آن جایی که Icenaire یک شهر یخی و تاریک است، رنگ بندی آن کاملآً توانسته حس مورد نظر سازندگان را انتقال دهد و سراسر بازی این حس را خواهید داشت که دارید با پادشاهی ظالم می جنگید. طراحی دشمنان نیز مانند نیروهای خودی عالی است و شرارت را در چهره همه شان می توان دید. بازی حتی به آیکون ها نیز توجه خاصی داشته و همه چیز در خدمت داستان بازی اند، دقیقاً مانند یک مانگای رنگی. بخش صدا و موسیقی Vambrace هم از نقاط قوت آن حساب می شود، آهنگ هایی که در طول بازی نواخته می شوند، قطعاتی زیبا هستند.

ز آن جایی که Icenaire یک شهر یخی و تاریک است، رنگ بندی آن کاملآً توانسته حس مورد نظر سازندگان را انتقال دهد و سراسر بازی این حس را خواهید داشت که دارید با پادشاهی ظالم می جنگید.

نتیجه اینکه اگر طرفدار اکشن نوبتی هستید و Darkest Dungeon و بازی های مشابه آن را دوست داشتید، Vambrace Cold Soul بازی شماست. داستان خوب، طراحی هنری فوق العاده و گیم پلی متوسط و تکراری که پس از مدتی به آن عادت خواهید کرد می توانند دلایلی برای خرید این بازی باشند. تجربه ی Vambrace Cold Soul را فقط به طرفداران سبک Dungeon Crawling توصیه می کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *