- دسته‌بندی نشده

سینماگیمفا: نقد و بررسی سریال پایان دنیای لعنتی

سینماگیمفا: نقد و بررسی سریال پایان دنیای لعنتی

مرحله‌ی عبور از نوجوانی به جوانی واقعا دوران مزخرف و گَندی است. و عالم و آدم و همه‌ی آن باتجربه‌های مسن می‌خواهند کمکت کنند، که جهان را بهتر بشناسی و زندگی را برایت آسان‌تر کنند، اما در این دوران، شخص دست‌خوش هزاران اهریمن است که او را بر سر دوراهی انتخاب درست و غلط قرار می‌دهند. سریال «پایان دنیای لعنتی»، سفر یک بانی و کلاید جوان و متناقض را دست‌مایه داستان خود قرار می‌دهد. زوجی نامتجانس در نگاه اول، که اتفاقا بعدها می‌بینیم چقدر به هم می‌آیند و در و تخته خوب با هم جور شده‌اند. پیش از آن‌که به بررسی سریال، و زوج خُل و‌ چل و فریک خودمان بپردازم لازم است مختصری درباره‌ی تاریخچه‌ی ژانر جاده و الگوی عشاق فراری تحت‌تعقیب سخن بگویم. اگر به فیلم‌های ابتدایی و کلاسیک این ژانر اشاره کنیم، به آثاری می‌رسیم که عشاق در پایان در یک تعقیب و گریز طولانی، سرانجام توسط قانون از پای در می‌آیند و تقدیر تراژیکشان رقم می‌خورد. به پایان و عاقبت عشاق در این نمونه‌های کلاسیک دقت کنید. در همه‌ی آن‌ها رستگاری عشاق با مرگ در کنار هم صورت می‌گیرد: آن‌ها در شب زندگی می‌کنند(۱۹۸۴)، دیوانه‌ی اسلحه(۱۹۴۹)، بانی و کلاید(۱۹۵۸)، دزدانی مثل ما (۱۹۷۴) و روزهای بهشت ترنس مالیک، و چندین و چند فیلم دیگر که غم‌نامه‌ای می‌شود برای تاوان سرکشی و تخطئی از قانون. در این بین فیلم‌هایی هم بودند که پایان‌های خوشایندتری داشتند و ما یا رهایی عشاق را می‌دیدیم، و یا مرگ آن‌ها را در خارج از قاب با همراهی یک روایت مسخره می‌شنیدیم و دست‌کم دلمان خوش بود که مرگشان را به چشم ندیده‌ایم. فیلم‌هایی هم‌چون: این فرار مرگبار، از ته دل وحشی، رمانس حقیقی.

ادامه نقد را در سینمافارس بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *