- دسته‌بندی نشده

خلاقانه و جذاب | نقد و بررسی Distrust

خلاقانه و جذاب | نقد و بررسی Distrust

به لطف پیشرفت قابل توجه و عظیم در امکانات و وسایل مربوطه به توسعه بازی های ویدیویی، خصوصا در نسل هشتم، شاهد این هستیم که هر ساله در کنار عناوین بزرگ و پرهزینه ای که توسط ناشران برتر دنیای گیم عرضه می شوند، یکسری عناوین بسیار کوچک تر نیز توسعه یافته و منتشر می گردند. بله منظورم عناوین مستقل یا Indie است. عناوینی که تعداد سازندگان آنها گاها از یک یا دو نفر شروع شده و نهایتا به چند ده نفر می رسد. اصولا عناوین مستقل و Indie, اهداف بسیار متفاوتی نسبت به عناوین بزرگ و پر حاشیه دنبال می کنند. به عنوان مثال بازار مخاطبان این دسته عناوین اغلب بازیبازان با سلایق خاص را در بر می گیرد که در خیل عناوین پرطمطراق و بزرگ، به دنبال تجربه ای ساده اما جذاب و خلاقانه در سبکی خاص هستند. همچنین تمرکز اصلی سازندگان، بر روی گرافیک هنری بازی و چشم نواز بودن آن است تا این که سعی در ارائه گرافیک هنری واقع گرایانه داشته باشند. با توجه به رشد روزافزون این عناوین مستقل، تقریبا هر هفته من یا یکی از دوستان تحریریه، به سراغ یکی از این عناوین رفته و آنها را زیر ذره بین نقد و بررسی گیمفا قرار می دهیم. در این مقاله به سراغ بازی Distrust رفته ایم. با من و گیمفا همراه باشید با نقد و بررسی این بازی.

با نقد و بررسی بازی Distrust همراه من و گیمفا باشید…

قبل از آنکه چیز بیشتری در مورد این بازی بگویم، اشاره به نکته ای کاملا ضروری است. Distrust یک اقتباس حدودی و نصفه و نیمه از یک فیلم سینمایی است. نه، اشتباه نکنید، منظور از حدودی و نصفه و نیمه این نیست که نتیجه خروجی بد یا پایین تر از انتظارات بوده است، بلکه دلیل استفاده من از کلمه نصفه و نیمه و حدودی، این است که بازی به صورت کلی از یک فیلم الهام گرفته و در عین حال نکات منحصربفرد نسبتا زیادی را نیز داراست. در واقع منبع الهام سازندگان Distrust, فیلم The Thing محصول ۱۹۸۲ است. جایی که شاهد روایت داستان عده ای بازمانده در قطب شمال بودیم که با مشکلاتی مانند کمبود غذا، سرما و البته بیگانگان فضابی مواجه بوده و دست و پنجه نرم می کردند. البته مورد آخر یعنی بیگانگان فضایی در Distrust هیچگونه حضوری ندارند. داستان بازی هم به این صورت است که عده ای در قطب شمال از یک سانحه سقوط هلیکوپتر جان سالم بدر برده و به پایگاهی متروکه که در آن حوالی پیدا می کنند نقل مکان می کنند. حال به علت عدم برقراری ارتباط با دیگران، آنها فقط یک هدف را دنبال می کنند. بقا… در واقع داستان بازی اصلا و ابدا نکته‌ی خاصی ندارد و به یک روایت سر راست و واضح خلاصه می شود. متاسفانه شاهد هیچگونه نکته خاص، اتفاقی جالب یا غیرقابل پیش بینی و در کل هیچ حرکت و رویدادی متفاوت در داستان بازی نیستیم و به نوعی شاید بتوان گفت Distrust آنچنان داستانی را هم در دل خود حای نداره و فقط در بقا خلاصه می شود. هر چند منطقی است که سازندگان تمرکز خود را بر روی المان های بقا و ترس گذاشته اند، اما کم کاری در بخش داستانی، خصوصا در شرایطی که پتانسیل بالقوه بازی در این بخش بسیار بالا بود بسیار ناامید کننده به نظر می رسد.

بازماندگان سقوط هلیکوپتر حال می بایست در مقابل مشکلاتی مانند سرما و گرسنگی دوام بیاورند..

و اما گیم پلی بازی، مهم ترین بخش بازی Distrust. همانطور که گفتم در بازی شما کنترل گروهی بازمانده از سقوط هلیکوپتر را بر عهده دارید و باید نیاز های آنان را برطرف ساخته و آنها را زنده نگه دارید. نیاز های این افراد به سه بخش تقسیم می شوند. غذا، گرما و خواب. در مورد غذا خب طبیعتا شما می بایست با کاوش در محیط و گشتن مناطق مختلف در دسترس غذا و منابع مربوطه را جمع آوری کنید. در مورد گرما خب بدیهی است که شما می بایست مکان و سرپناهی مناسب برای افراد گروه فراهم کنید و همچنین برای مدت طولانی بدون لباس یا کت مناسب، آنها را در هوای آزاد و بسیار سرد قطب قرار ندهید چون به راحتی می تواند باعث سرما زدگی و مرگ آنها شود. در مورد خواب هم خب بدیهی است که تمامی افراد گروه شما نیاز به خوابیدن و استراحت دارند و یک سرپناه مناسب برای این کار نیاز است. در مورد شخصیت ها هم می بایست بگویم در ابتدا باید از بین تنها سه شخصیت، دو شخصیت را انتخاب کرده و به بازی مشغول شوید. البته در ادامه ۱۵ شخصیت مختلف، با نقاط قوت و ضعف مختلف برای انتخاب در دسترس شما خواهند گرفت. وجود شخصیت های پرتعداد و مختلف با ویژگی‌های گوناگون حالتی استراتژیک گونه به بازی بخشیده است چون شما باید در انتخاب خود دقت کنید. برای مثال یکی از شخصیت ها تحمل بیشتری در مقابل سرما دارد و به همین منظور برای گردش و کاوش برای آیتم و منابع گوناگون، گزینه ایده آل تری نسبت به دیگران به نظر می رسد. یا مثلا شخصیتی دیگر غذای کمتری نسبت به بقیه مصرف می کند و همین مسأله به نوعی صرفه جویی محسوب می شود.

در مورد خطرهای بازی نیز کمی صحبت کنیم. یکی از مهم ترین خطرهای بازی Anomaly هایی هستند در قالب نور و با شکل تقریبا ابر مانند که با نزدیک شدن به آنها آسیب خواهید دید. خصوصا در موقع خواب این Anomaly ها به شخصیت ها نزدیک شده و به آنها آسیب می رسانند. برای همین در انتخاب مکان برای خوابیدن شخصیت ها بایستی دقت کنید و همچنین همه ی آنها را با هم به خواب نفرستید چون برای شما مشکل ساز خواهد شد. سرما و گرسنگی دو خطر بزرگ بعدی بازی هستند که البته راه حل های واضح و مشخصی دارند. در مورد کم خوابی نیز باید بگوئیم با کم خوابی زیاد، شخصیتی که خسته شده شروع به توهم زدن کرده، و گاها دیالوگ های مختلف و های دیالوگ های شکشپیر را نیز به زبان می آورد و به مرور زمان می تواند آسیب های مختلفی نیز به وجود آورد، بنابراین می بایست مراقب میزان خستگی شخصیت های مختلف باشید. مسأله جذاب و مهمی که در مورد گیم پلی و فضای کلی آن وجود دارد، این است که اتمسفر و حال و هوای بازی تطابق بسیاری با شرایط مورد نظر سازندگان داشته و حس بقا و تا حد کمی ترس و اضطراب را نیز می تواند به مخاطب منتقل سازد. همچنین تعداد قابل توجه شخصیت های موجود برای آزاد سازی و مهارت های مختلف آنها، ویژگی بسیار جذابی به شمار می رود. آخرین نکته ای که در بخش گیم پلی باید به آن اشاره کنم این است که نحوه قرار گیری آیتم ها و منابع در قسمت های مختلف نقشه، کاملا تصادفی است و هیچ ساز و کار مشخصی نداشته و هر بار متفاوت است. هر چند این ویژگی تا حدی می تواند جذاب و جالب توجه به نظر بیاید، اما متاسفانه گاهی اوقات این مسأله تصادفی بودن مکان آیتم ها دردسر ساز می شود و بیش از حد نیاز بازیباز را به زحمت می اندازد. با این وجود با در نظر گرفتن شرایط کلی گیم پلی بازی بلاشک نمره قبولی را می گیرد.

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!!!

در پایان می رویم سراغ گرافیک هنری و فنی بازی. از لحاظ هنری عملکرد سازندگان بسیار مناسب و قابل قبول بوده و با در نظرگرفتن شرایط بازی و سازندگان، کیفیت تکسچر ها، سایه زنی ها و البته رنگ پردازی محیط ها استاندارد و مناسب کار شده است. استفاده از طیف رنگ های نسبتا وسیع گرافیک هنری بازی را در حد مناسبی چشم نواز و زیبا ساخته است. در مورد بخش فنی هم نکته ی خاصی برای صحبت کردن وجود ندارد جون نه شاهد افت فریم خاصی هستیم و نه باگ های گرافیکی مهم و تاثیرگذار…

پایگاهی کوچک که حتی برای مدت کوتاهی هم که شده می تواند حس خانه را به افراد گروه منتقل سازد…

سخن پایانی:

بازی Distrust عنوانی جذاب و خلاقانه است که مهارت های بقا و مدیریتی شما را به چالش می کشد. به لطف المان های مناسب بقا و اتمسفر جذاب و مطابق با شرایط بازی، تجربه کلی بازی لذت بخش و سرگرم کننده است. هر چند پر واضح است پتانسیل بالقوه بازی بسیار بیش تر از آن چیزی بود که در نهایت شاهد آن هستیم. با این وجود بازی Distrust عملکرد مطلوب و قابل قبولی را از خود به جای گذاشته و می تواند برای چند ساعت، تجربه ای نسبتا متفاوت را برای شما به ارمغان بیاورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *