- دسته‌بندی نشده

حکایت طاعون و مرگ | نقد و بررسی بازی A Plague Tale: Innocence

حکایت طاعون و مرگ | نقد و بررسی بازی A Plague Tale: Innocence

مدتی پیش بود که در یوتیوب و در میان انبوهی از تریلرها و ویدیوهای گیم پلی بازی های جدید می گشتم تا از بازی های روز خبردار شوم و ببینم عنوان هایی که وقت بازی کردنشان را ندارم چطور عمل کرده اند. ویدیوهای بتل رویال فورتنایت و بلک آپس ۴ کل یوتیوب را گرفته بودند و به جز این ها، دویل می کرای ۵، رزیدنت اویل ۲، Days Gone و The Division 2 اجازه ی نفس کشیدن به هیچ بازی دیگری را نمی دادند. اما نمی دانم از خوش شانسی بود یا چه که چشمم به ۱۵ دقیقه از گیم پلی بازی A Plague Tale: Innocence افتاد. البته اولش نه می خواستم روی ویدیو کلیک کنم و نه اصلاً اسمی از این بازی شنیده بودم، فقط تصویر اولیه را دیدم که دختری جوان دست پسربچه ای را گرفته بود. حتی پیش خودم گفتم «حالا بعد از موفقیت گاد آو وار همه باید یه دور ایده ی پسربچه رو پیاده کنن!»، اما به هر حال نمی دانم چه فعل و انفعالاتی صورت گرفت که نهایتاً روی ویدیو کلیک کردم و ۱۵ دقیقه را بدون توقف نگاه کردم. ویدیو عالی بود و حال و هوا و ایده ی منحصر به فردی داشت که تابحال نظیرش را کمتر دیده بودم. بازی Hellblade Senua’s Sacrifice را در نظر بگیرید که وقتی آمد خیلی ها از وجودش بی اطلاع بودند و بعداً کم کم معروف تر شد و عده ی بیشتری توانستند این شاهکار را تجربه کنند. سعی کنید این اشتباه را در مورد A Plague Tale Innocence انجام ندهید، این بازی یک بازی کامل، قوی و تاثیرگذار است و می توان آن را با بازی های درجه یک مقایسه کرد. پس از Days Gone که واقعاً کمتر از انتظاراتم ظاهر شد و Rage 2 که نظرات پیرامونش خبر از یک بازی متوسط می دهد، اگر A Plague Tale Innocence هم ضعیف ظاهر می شد واقعاً می شد دو ماه اخیر را دو ماه بسیار ناامید کننده در چند سال اخیر نامگذاری کرد. اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. البته نمی توانم بگویم محصول نهایی سازندگان فرانسوی بازی در استودیوی Asobo Studio یک شاهکار تمام عیار است، اما قطعاً بازی ای است که باید در لیست خرید هر گیمری قرار گیرد و نیز توسط خود گیمرها تبلیغ شود. همچنین باید بگویم در این بازی شاهد یکی از بهترین روابط خواهر برادری در کل بازی ها خواهید بود و اگر کمی در نوشتن مقاله ی چند وقت پیشم که درباره ی بهترین برادران و خواهران تاریخ بازی ها بود تعلیل می کردم، نام آمیسیا (Amicia) و هیوگو (Hugo) قطعاً در بین ۱۰ تا از بهترین روابط خواهر و برادری آورده می شد. با این مقدمه می خواهم به سراغ نقد و بررسی A Plague Tale Innocence بروم تا کمی بیشتر درباره ی بازی با هم گپ بزنیم. با من و گیمفا همراه باشید!

بازی A Plague Tale Innocence یک تجربه ی منحصر بفرد است که به تجربه ی بازی Hellblade Senua’s Sacrifice شباهت دارد. به همان اندازه آندرریتد و به همان اندازه خوب. با نقد و بررسی این بازی با من و گیمفا همراه باشید!

داستان A Plague Tale Innocence تقریباً مهم ترین رکن آن است و اگر داستان را از آن حذف کنیم بازی چیز زیادی برای گفتن نخواهد داشت. اما این را به عنوان نکته ای منفی نگفتم، چراکه این بازی از ابتدا قرار بوده داستان محور باشد و اگر دنبال اکشن و بزن و بکش هستید، از همین ابتدا خیالتان را راحت کنم که خیلی بزن و بکش در بازی نخواهید دید (یا بهتر است بگویم خواهید دید، ولی شما فاعلش نخواهید بود!). با وجود این، A Plague Tale Innocence خشونت زیادی دارد و به نوعی می توان گفت بازی درباره ی مرگ و زندگی است و نبود اکشن به معنای نبود هیجان نیست، آن چیزی که در این بازی زیاد خواهید دید، صحنه هایی است که آدرنالین خونتان را بالا می برند و وقتی به خودتان می آیید می بینید که دارید با جان و دل از هیوگو محافظت می کنید. اما ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که چرا آمیسیا و برادر کوچکش که هر دو یتیم هستند کل بازی را در حال فرار و قایم شدن هستند؟

سبک کلی بازی چیزی بین اکشن مخفی کاری و ماجرایی است، البته تعداد صحنه های اکشن در بازی کم است، اما همین مخفی کاری ها و دیدن سربازان دشمن که پدرتان را کشته اند، حس عجیبی دارد.

داستان از آنجا شروع می شود که آمیسیا و پدرش رابرت که لُرد شهر و خانواده ی De Rune است با هم قدم می زنند و درباره ی مادر آمیسیا صحبت می کنند که گویا این اواخر سرش خیلی شلوغ است و آن طور که باید و شاید نمی تواند برای آمیسیا وقت بگذارد. از طرف دیگر در این مکالمه مشخص می شود که هیوگو که برادر آمیسیاست، مریضی خاصی دارد و در قرنطینه به سر می برد و مادرشان که شیمی دان خوبی است، چندین سال روی این بیماری تحقیق کرده است و به دنبال دارویی برای پسر کوچکش می گردد اما تا به حال به نتیجه ای نرسیده است. در همین حین، سگ آمیسیا با گرازی که قصد حمله به آنها را دارد درگیر می شود، سپس گراز فرار می کند و سگ آمیسیا به دنبال او می رود و وقتی به او می رسد، می بیند که عده ای او را کشته اند. او سریع به خانه برمیگردد ولی کمی بعد عده ای به فرماندهی کاپیتان نیکولاس به در خانه ی آن ها می آیند، پدرش را دستگیر کرده و می کشند و دستور می دهند هیوگو را نیز هرطور شده پیدا کرده و به خاطر مریضی اش بکشند. مدتی بعد مادرشان هم می میرد و آمیسیای جوان با برادر بیمارش تنها می مانند و روبروی آن ها لشکری است که از هیچ چیز دریغ نمی کنند تا بتوانند این دو را پیدا کنند. در این میان، میان‌پرده های قوی و به جا، صداگذاری بی نظیر آمیسیا و هیوگو و شخصیت پردازی بی نقص این دو، کیفیت داستان سرایی این بازی را بسیار بیشتر کرده اند و اگر بازی را بخواهیم به شکل جزء جزء زیر ذره بین قرار دهیم، بخش داستانی A Plague Tale Innocence در آن نمره ی کامل را دریافت می کند.

در این میان، میان‌پرده های قوی و به جا، صداگذاری بی نظیر آمیسیا و هیوگو و شخصیت پردازی بی نقص این دو، کیفیت داستان سرایی این بازی را بسیار بیشتر کرده اند و اگر بازی را بخواهیم به شکل جزء جزء زیر ذره بین قرار دهیم، بخش داستانی A Plague Tale Innocence در آن نمره ی کامل را دریافت می کند.

بخش گیم پلی بازی همانطور که بالاتر گفتم شاید انعطاف کمی در مورد کارهایی که می کنید داشته باشد، و بیشترین کاری که در طول بازی انجام می دهید، فرار کردن و دویدن از دست ماموران کاپیتان نیکولاس است. شاید خواندن این جملات این حس را به شما بدهد که «پس کل کاری که می کنیم بچه داری است، چه خسته کننده»، اما اصلاً اینطور نیست. اینکه بازی چطور موفق شده بدون صحنه های اکشن پر هزینه تا این اندازه آدرنالین خون شما را بالا ببرد در نوع خود عجیب و منحصر بفرد است.

اصلی ترین ماموریت شما در کل بازی اسکورت هیوگو است. با هیوگو باید از مناطق خوش آب و هوا و زیبایی مانند این بگذرید، از میان برکه های خون و اجساد قطع عضو شده عبور کنید و در کوچه و پس کوچه های شهر پنهان شوید.

از طرفی هیوگو یکی از بامزه ترین موجوداتی است که می تواند در کنارتان حضور داشته باشد. او بسیار معصوم است و در واقع بخش Innocence (معصومیت) موجود در عنوان بازی را هیوگو است که معنا می کند. او مانند آتریوس در گاد آو وار یا AJ در فصل آخر واکینگ دد لجباز و اعصاب خردکن نیست و موقعیت های کمی پیش می آید که حس کنید این بچه یک اردنگی لازم دارد! او شخصیت شیرینی دارد و در میان مرگ و طاعون، تنها چیز زیبایی که بازیباز می تواند ببیند معصومیت هیوگو و حس محافظت آمیسیا است که از هیچ چیز برای نجات برادر خود کم نمی گذارد. رابطه این دو قطعاً یکی از بهترین روابط موجود در بازی هاست و شاید جالب ترین المان داستان و گیم پلی باشد. از طرفی دیگر A Plague Tale Innocence یکی از جالب ترین المان های ترس چند وقت اخیر را وارد دنیای بازی ها کرده که بُعد دیگری به داستان و گیم پلی بخشیده و آن هم چیزی نیست به جز موش های چشم قرمز حامل طاعون که هر وقت سر و کله شان پیدا می شود ستون فقرات بازیباز را می لرزانند! چیزی که درباره ی این موش ها منحصر بفرد است این است که آن ها هم یکی از مکانیزم های اصلی معماهای بازی اند، هم به عنوان اصلی ترین دشمنان آمیسیا و هیوگو عمل می کنند و هم داستان به نوعی روی قضیه ی موش و طاعون بنا شده است. اکثر معماهای بازی در واقع بازی با نور و آتش است، زیرا تنها چیزی که این موش ها را می تواند دور کند آتش است. آمیسیا می تواند با استفاده از مشعل هایی که در گوشه و کنار ساختمان ها وجود دارد راه خود را در میان دریایی از موش ها باز کند و به سمت دیگر برسد.

A Plague Tale Innocence یکی از جالب ترین المان های ترس چند وقت اخیر را وارد دنیای بازی ها کرده که بُعد دیگری به داستان و گیم پلی بخشیده و آن هم چیزی نیست به جز موش های چشم قرمز حامل طاعون که هر وقت سر و کله شان پیدا می شود ستون فقرات بازیباز را می لرزانند!

البته این مشعل ها عمر دارند و برای همیشه روشن نمی مانند، بنابراین باید تا رسیدن به آتشدان بعدی، مشعل خود را مدیریت کنید تا خاموش نشود. گاهی اوقات تعداد موش ها بسیار زیاد و فضایی که باید از آن عبور کنید وسیع است، در این صورت باید به سقف و دیواره ها هم توجه کنید که اگر آتشدانی روی آن ها بود، آمیسیا می تواند با استفاده از قلاب سنگش زنجیر آن ها را بشکند و روی زمین بیندازد. حتی اگر آتشدانی در اطراف خود ندیدید، می توانید کمی غیراخلاقی تر عمل کنید و از جسد مردگان برای جلب توجه موش ها استفاده کنید. به تدریج که در بازی پیش می روید، آمیسیا می تواند با استفاده از دانش شیمی اش، موادی درست کند که آتش ایجاد کنند و حتی گروهی کوچک از موش ها را به آتش بکشد که این کار بی نهایت لذت بخش است و دلتان را خنک خواهد کرد! همچنین از این مواد استفاده های دیگری نیز می توانید بکنید. هرقدر هم از موش ها بگویم عمق فاجعه را نخواهید فهمید و باید حتماً بازی را تجربه کنید تا ببینید چقدر این موجودات نفرت انگیز، کثیف و استرس آورند و چقدر به کل بازی حس ناامیدی تزریق می کنند؛ حس ناامیدی ای که نتیجه ی شهری طاعون زده است و سایه ی مرگ روی آن جا خوش کرده است.

قلاب سنگ آمیسیا تنها سلاح او در طول بازی است. البته ابتدا این سلاح فقط مطابق نامش عمل می کند و سنگ می اندازد، اما رفته رفته می توانید مواد شیمیایی به آن اضافه کرده و گله های موش را آتش بزنید یا افراد کاپیتان نیکولاس را بکشید.

اما A Plague Tale Innocence عاری از اکشن هم نیست. اوایل داستان تنها کاری که می کنید فرار از دست نگهبانان نیکولاس است، زیرا آمیسیا قدرت کافی برای مقابله با افراد تا بن دندان مسلح او را ندارد، هیوگو هم که پنج سالش است و اصلاً نمی داند داستان از چه قرار است. اما به تدریج آمیسیا در استفاده از قلاب سنگش حرفه ای تر می شود و در یک سوم پایانی داستان در برخی صحنه ها راهی به جز رو در رو شدن با آن ها را نخواهید داشت. سربازان هم چیزی در شکل و شمایل مسیحیان در جنگ های صلیبی هستند و برخی از آن ها کلاهخود دارند که برای مبارزه باید ابتدا آن را نشانه بگیرید تا از سرشان بیفتد و سپس با قلاب سنگ سرشان را نشانه بگیرید. اما اگر فکر می کنید کار سختی با آن ها پیش رو دارید، خیالتان راحت، A Plague Tale Innocence احمق ترین دشمنان را پیش رویتان می گذارد که بلند بلند با هم حرف زده و نقشه شان را می گویند و کافی است چند تا قلوه سنگ همراه خود داشته باشید که حواسشان را پرت کنید و راحت از کنارشان عبور کنید. در واقع همانقدر که آمیسیا و هیوگو شخصیت پردازی پخته و خوبی دارند، شخصیت پردازی کاراکترهای منفی بازی زیاد جالب نیست و نه هوش کافی را دارند که جریان را جذاب تر کنند و نه قدرت کافی که از آن ها بترسید. در واقع موش ها بار دشمنان انسانی تان را هم به دوش می کشند!

باس فایت های بازی چیزی مثل این هستند. در فضایی دایره ای با آن ها مبارزه می کنید که دائم باید جاخالی داده و از قلاب سنگ خود استفاده کنید. آیا این نبردها شما را یاد نبردهای Hellblade نمی اندازند؟

نقش هیوگو در این میان زیاد پررنگ نیست، اما مانند هر نقش مکمل ضعیف و ریز اندام دیگری، برای باز کردن راه و کمک کردن برای عبور از موانع می تواند به آمیسیا کمک کند.

طراحی هنری A Plague Tale Innocence چشمگیر و زیباست. شهری طاعون زده که در گوشه و کنار آن اجساد متعفن و برکه های خون دیده می شوند. بازی ای مانند Bloodborne را در نظر بگیرید و حسی را که از محیط می گرفتید به خاطر بیاورید. A Plague Tale Innocence نیز فضایی طاعون زده دارد، شاید متفاوت تر از چیزی که در Bloodborne دیدیم، چون اینجا انسان ها هستند که به عنوان دشمن اصلی شما ایفای نقش می کنند و نه هیولاهای افسانه ای. همین مورد داستان را قابل لمس تر می کند. طراحی ساختمان های زیر زمین و کلاً اتمسفری که بر بازی حاکم است، بسیار خوب کار شده و حس داستان تاریک را منتقل می کنند. از نظر فنی نیز با وجود اینکه سازندگان بازی بودجه ی هنگفتی برای آن نداشته اند، نتیجه ی نهایی خوب و حتی در برخی موارد عالی است. انیمیشن صورت کاراکترها در بهترین حالت خودش نیست و فریم ریت بازی در PC گاهی اوقات دچار افت می شود. همچنین حرکات دشمنان همیشه طبیعی نیست و این کمی توی ذوق می زند، اما در حالت کلی A Plague Tale Innocence در رده ی بازی ها خوب از نظر گرافیک قرار می گیرد.

از نظر فنی نیز با وجود اینکه سازندگان بازی بودجه ی هنگفتی برای آن نداشته اند، نتیجه ی نهایی خوب و حتی در برخی موارد عالی است. انیمیشن صورت کاراکترها در بهترین حالت خودش نیست و فریم ریت بازی در PC گاهی اوقات دچار افت می شود. همچنین حرکات دشمنان همیشه طبیعی نیست و این کمی توی ذوق می زند، اما در حالت کلی A Plague Tale Innocence در رده ی بازی ها خوب از نظر گرافیک قرار می گیرد.

از نظر صداگذاری، صدای خواهر و برادر de Rune عالی است و صداپیشگان کار خود را تقریباً بی نقص انجام داده اند. لهجه ی فرانسوی هر دوی آنها به فضاسازی کمک بیشتری کرده و احساس نگرانی را در همه جای بازی می توانید در صدای آمیسیا بشنوید. هیوگو نیز صدای بسیار بانمکی دارد. بقیه ی کاراکترها هم از این جهت خوب کار شده اند و موسیقی بازی هم با اینکه چیز جدیدی برای ارائه ندارد، اما می تواند فضای طاعون زده ی شهر را مجسم کند.

جمع بندی اینکه A Plague Tale Innocence یک بازی منحصر بفرد است که توسط یک گروه نسبتاً کوچک فرانسوی به مرحله ی تولید رسیده و قطعاً ارزش بازی کردن را دارد. بازی هایی مثل این بازی و Hellblade، بازی هایی هستند که اگر با بودجه ی بیشتری ساخته می شدند و ناشر قوی تری داشتند، کاملاً پتانسیل تبدیل شدن به بازی های AAA را داشتند. اگر هوش مصنوعی ضعیف دشمنان را فاکتور بگیریم، بازی تقریباً هیچ ایراد اساسی دیگری ندارد و با یک بازی جذاب و خوب طرف هستیم. تجربه ی این بازی را به همه و بخصوص طرفداران داستان سرایی سنگین در بازی، توصیه می کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *