- دسته‌بندی نشده

شاهکاری دیگر در راه است؟! | انتظاراتی که از The Last Of Us Part Two داریم…

شاهکاری دیگر در راه است؟! | انتظاراتی که از The Last Of Us Part Two داریم…

برخی بازیها، عملکرد و میراثی از خود به جای می گذارند که تا سالها و بلکه نسل ها به ماندگار می ماند. مهم نیست چند سال بگذرد و چند بازی در سبک Survival Horror عرضه شوند، Resident evil 4 در تاریخ این سبک و صنعت هیچگاه از یاد برده نخواهد شد. مهم نیست چند سال از عرضه ی عنوان Doom بگذرد، همچنان این بازی به عنوان پدر عناوین شوتر اول شخص و انقلابی ترین عنوان شوتر تاریخ یاد خواهد شد. از این دست مثال ها بسیار زیاد است که اگر بخواهم درمورد آنها صحبت کنیم از هدف اصلی مقاله دور می شویم. برویم سراغ اصل مطلب… عنوانی که پس از عرضه توانست انواع تمجید ها و تعاریف از سوی بازیبازان و منتقدان را از آن خود کند و دشتی از جوایز را درو کند، شاهکار ماندگار Naughty Dog، یعنی عنوان The Last Of Us. بازی که پس از عرضه در سال ۲۰۱۳ نه تنها تمجید و ستایش بین المللی مخاطبان و بازییازان را به همراه داشت، بلکه با ثبت بیش از ۴۵ نقد کامل و کسب ۲۴۹ جایزه بازی سال، پرافتخارترین ترین بازی تاریخ لقب گرفت(هر چند که دو سال بعد Witcher 3 این لقب را از این بازی گرفت). گیم پلی استاندارد، لذت بخش، جذاب با کمترین مشکلات فنی، گرافیک هنری بی نظیر، انیمیشن های بسیار واقعی و زنده شخصیت ها و دشمنان، موسیقی متن بی نظیر، صداپیشگی بسیار فوق العاده و از همه مهم تر داستانی جذاب، گیرا و درجه یک همه و همه دست به دست هم دادند تا عنوان The Last Of Us در تاریخ گیم ماندگار شود. این بازی نه تنها از حیث نمرات و جوایز، بلکه در زمینه فروش هم فوق العاده عمل کرد و با حساب نسخه PS4, فروش این بازی نزدیک به ده میلیون نسخه بود که این نکته بدین معناست که The Last of Us صد ها میلیون دلار نیز سودآوری به همراه داشته. پس از پایان غافلگیرکننده نسخه اول و پتانسیل بالا برای ساخت نسخه های بعدی، هواداران بی شماری برای معرفی و عرضه نسخه دوم لحظه شماری می کردند. هر چند ناتی داگ در نسل هشت سخت مشغول توسعه دو نسخه Uncharted 4 A Thief’s end و Uncharted Lost Legacy بود، با این وجود ساخت نسخه دوم تقریبا قطعی و اجتناب ناپذیر به نظر می رسید. و خب بالاخره انتظارها به پایان رسید و نسخه دوم این بازی با نام The Last Of Us Part Two معرفی شد. تریلر معرفی بازی هم در نوع خود بسیار جالب و البته عجیب بود و از همان نمایش اول مشخص شد محوریت داستان و وقایع این نسخه، Ellie است. البته بعدتر در E3 شاهد نمایش کامل گیم پلی از این بازی مورد انتظار نیز بودیم. حال در این مقاله قصد داریم به انتظارات بازیبازان و منتقدان از نسخه دوم این بازی فوق العاده بپردازیم. با گیمفا همراه باشید

The Last Of Us Part Two یکی از مورد انتظار ترین عناوین در پایان نسل هشتم…

۱-داستانی سینمایی،جذاب و گیرا با تعلیق بالا

یکی از مواردی که باعث شد نسخه اول بسیار موفق و محبوب ظاهر شود، داستان فوق العاده جذاب و با کیفیت بازی بود. داستانی که با یک تراژدی بزرگ ( مرگ سارا ) آغاز شد و با یک حرکت قهرمانانه ( اگر بتوان این لقب را داد ) از سوی Joel در جهت نجات Ellie به پایان رسید و در این بین شاهد اتفاقات و لحظات مختلفی بودیم. از مرگ همراهان و دوستان گرفته تا خیانت و شکست و امید…در واقع می توان داستان نسخه اول را معجونی فوق العاده از تمامی ویژگی‌های داستانی دانست. تمامی مفاهیم اصلی چون انتقام، فداکاری، بخشش، نفرت، خیانت و… به ماهرانه ترین شکل ممکن در لابه لای داستان و وقایع بازی گنجانده شده بودند بدون اینکه در این زمینه زیاده روی شود. شخصیت پردازی هم در نسخه اول بسیار درجه یک و استاندارد کار شده بود و به بهترین شکل ممکن امکان برقرای ارتباط با شخصیت های مثبت و منفی را به بازیبازان می داد. شخصیت پردازی چندلایه و عمیق در کنار صداپیشگی مناسب و هماهنگ شخصیت ها، موجب شد میان پرده های بازی حال و هوای کاملا سینمایی پیدا کنند. از استفاده متفاوت و فوق العاده از زوایای دوربین و کارگردانی دقیق سکانس های مختلف نیز نباید چشم پوشی کرد که در این زمینه بسیار تاثیرگذار بودند.

حال با تمامی این اوصاف، بدیهی است که انتظارات از بخش داستانی بازی بسیار بالاست و تمامی هواداران و منتقدان، انتظار یک داستان جذاب و گیرا و درجه یک، با شخصیت پردازی مناسب و چند لایه را The Last Of Us Part Two دارند. بد نیست قبل از توضیحات بیشتر نگاهی بیاندازیم به اطلاعاتی که از داستان بازی داریم. The Last Of Us Part Two پنج سال پس از وقایع نسخه قبل در جریان است. جایی که Ellie نوزده ساله اکنون مرکز و کانون تمامی اتفاقات است. در این بین شاهد حضور Joel هم هستیم هر چند اطلاعاتی که از او داریم تقریبا صفر است و حتی میزان و چگونگی نقش و عملکرد او در روند داستان و اتفاقات نیز مشخص نیست. اما دو چیز کاملا مشخص و قطعی است. اول آنکه داستان بازی حول محور انتقام و نفرت می گردد و این مساله به خوبی از دیالوگ های Ellie, حالت چهره او و سرنخ های مشابه قابل برداشت است. در نمایش معرفی بازی هم Eliie صراحتا گفت «همه شونو میکشم!!!». این مساله کاملا مشخص می کند انتقام نقش بسیار پررنگی در داستان ایفا می کند و اگر بگوییم داستان حول محور انتقام می گردد پر بیراه نگفته ایم. اما نکته دوم این است که درگیری های Ellie مشخصا به یک فرقه یا Cult مربوط می شود. برخی از سازندگان بازی نیز دورادور به این مسأله اشاره کرده اند. احتمال فراوان این گروه یا فرقه در مرگ فرد یا افرادی عزیز و مهم زندگی Ellie نقش داشته اند و او اکنون به دنبال انتقام است. البته مشخص نیستدکه این فرقه یا گروه حالتی کاملا خاص دارند و به کل قوانین و عقاید خود را دارا هستند یا این که فقط گروهی معمولی از انسان ها هستند.

آن طور که به نظر می رسد داستان نسخه دوم به مراتب سیاه تر، تاریک تر و تلخ تر از نسخه اول خواهد بود. در حالی که داستان نسخه اول بیشتر پیرامون بقا و امید جریان داشت، داستان اصلی این نسخه بیشتر در مورد انتقام و نفرت است. پس طبیعتا شاهد خشونت ببشتر، مرگ و میر بیشتر و اتفاقات تلخ تر به مراتب متعدد تری خواهیم بود. با این اوصاف سیاه بودن و تلخ بودن داستان یک بازی یا فیلم، به صورت پیش فرض نه نکته ای منفی محسوب می شود و نه نکته ای مثبت، بلکه این هنر نویسنده یا نویسندگان است که بتوانند از یک ایده کلی ( مثل انتقام یا بقا ) یک داستان چندلایه جذاب و غیرقابل پیش بینی بیافرینند.

به استناد تریلر گیم پلی بازی، دوباره شاهد یک گیم پلی بی نظیر دیگر از سمت سازندگان در ناتی داگ هستیم، حرکات شخصیت ها، هوش مصنوعی و… همگی بسیار سطح بالا به نظر می رسند.

در مورد نویسندگان نیز بد نیست صحبت کنیم. Neil Druckman که مسئولیت نویسندگی نسخه اول را به تنهایی بر عهده داشت، این بار نیز در سمت نویسنده و همچنین یکی از کارگردانان در ساخت بازی همکاری می کند. البته این بار بر خلاف توسعه و ساخت نسخه اول او تنها نویسنده بازی نیست بلکه یک همکار در کنار خود می بیند. خانم Halley gross… در نگاه اول نام او اصلا آشنا به نظر نمی رسد و در واقع هم The Last Of Us Part Two اولین پروژه نویسندگی او در دنیای گیم محسوب می شود، اما مسأله جایی جالب می شود که بدانید خانم Halley gross یکی از نویسندگان سریال محبوب و موفق Westworld شبکه HBO است. اگر حتی کمی اهل فیلم و سریال باشید بلاشک نام این سریال را شنیده اید شاید هم این سریال را دیده باشید. همانطور که احتمالا می دانید، تعلیق بالا، پیچیدگی ها و گره های متعدد داستانی و نقاط ابهام مختلف، مهم ترین ویژگی‌های داستانی سریال Westworld محسوب می شوند و باید دید به واسطه ی حضور این نویسنده در کنار Neil Druckman آیا شاهد داستانی بسیار چندلایه و غیرقابل پیش بینی در The Last Of Us Part Two خواهیم بود یا خیر…Neil Druckman پیش از این با نگارش دو بازی The Last Of Us و Uncharted 4 هنر بالای نویسندگی خود را به همگان ثابت کرده است. حال باید دید ترکیب این دو نویسنده ماهر و زیر دست چه نتیجه ای به ارمغان خواهد آورد.

اما برویم سراغ انتظارات…اولین مسأله مهم و مورد انتظار در بخش داستانی بازی، منطقی بودن و جذاب بودن ایده کلی بازی است. به طور کلی، ایده و مفهوم کلی یک داستان، نقش مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت آن داستان ایفا نی کند. اکنون می دانیم داستان بازی در مورد انتقام و تلافی کردن است. حال باید دید که به صورت کلی داستان بازی تا چه حد انگیزه این انتقام احتمالی را برای مخاطبان توجیه می سازد. آیا آن فرد یا افرادی که به خاطر آنها Ellie دست به یک حرکت عظیم زده، به معنای واقعی ارزش آن کار را دارا هستند؟! ناسلامتی در مورد یک انتقام بزرگ حرف می زنیم که یک بازی کامل احتمالا حول محور آن خواهد بود. البته با توجه به اطلاعات کلی که در مورد انگیزه های الی داریم، به نظر می رسد داستان بازی از این حیث قرص و محکم عمل کرده باشد.

انتظار بزرگ بعدی هواداران، شخصیت پردازی مناسب تمامی افراد و شخصیت های بازی است. چه نقش های اصلی و چه مکمل. نکته ای که در نسخه اول بسیار کامل رعایت و انجام شده بود و شاهد یک شخصیت پردازی و پرداخت مناسب برای اکثر شخصیت های بازی بودیم. همان شخصیت پردازی با کیفیت و مناسب باعث شده بود نسخه ی اول حالتی بسیار سینمایی پیدا کند و در بسیاری از لحظات این حس به مخاطب دست پیدا می کرد که شاهد یک فیلم سینمایی جذاب و خوش زرق و برق است، نه کات سین های یک بازی ویدیویی. البته خب بدیهی است تقریبا هیچ چیز در مورد شخصیت های جدید بازی نمیدانیم و هیچگونه پیشینه کلی هم حتی از آنها نداریم، اما کاملا مشخص است شخصیت های اضافه شده نیز به نوبه ی خود نقشی مهم در روند وقایع و اتفاقات ایفا می کنند.

مسأله و انتظار آخر در بخش داستانی، تعلیق بالا و غیرمنتظره بودن بخش های پایانی داستان بازی است. هر چند فکر می می کنم در این نسخه شاهد داستان روراست تری نسبت به نسخه اول باشیم به همین دلیل حدس می زنم شاید بازی از این حیث نتواند به مانند نسخه اول عمل کند. البته همه ی این صحبت ها بیشتر حدس و گمان هستند که بر اساس شناخت کلی و اطلاعات محدود مطرح می شوند، اما تجربه ثابت کرده کم نبوده است مواقعی که این حدس ها درست از آب دربیایند.

تعلیق و کشش بالا و غیرقابل پیش بینی بودن جریان بازی در داستان نسخه اول به راحتی مشهود بود و در طی بازی، با دو سه پیچش بسیار بزرگ نیز طرف بودیم. پس این مسأله هم طبیعی به نظر می رسد که انتطار بسیاری بالایی از این بخش داستانی نسخه دوم وجود داشته باشد. ناسلامتی شاهد دنباله یکی از برترین های تاریخ هستیم!!!

داستان این نسخه به مراتب تاریک تر و سیاه تر از نسخه ی قبل است و کاملا با دو مفهوم انتقام و نفرت در هم آمیخته. این بار دیگر Ellie آن دختر بچه معصوم نسخه اول نیست و حالا او، به دنبال انتقام است. انتقامی خونین و مرگبار…

۲-انیمشن های حرکتی جدید

یکی از مهم ترین ویژگی‌های عناوین ناتی داگ همواره این بوده، که از لحاظ فنی و طراحی موارد جدیدی را به صنعت گیم معرفی کرده و به نوعی آغاز گر اتفاقات جالبی بوده است. معمولا بهترین، جدیدترین و واقع گرایانه ترین حرکات بدن، موشن کپچر و نحوه رفتار شخصیت ها را در عناوین ناتی داگ شاهد هستیم. فقط کافی است نگاهی به انیمیشن حرکات و اعمال مختلف دو بازی The Last Of Us و Uncharted 4 بیاندازید تا به راحتی ببینید هر دو این بازیها بهترین، روان ترین و واقع گرایانه ترین حرکات ممکن شخصیت ها را داشته اند. از مکانیزم های دویدن و جاخالی دادن Joel گرفته، تا حرکات پارکور Nathan و همینطور نبرد های تن به تن. پس از معرفی بازی یکی از مواردی که اکثرا انتظار داشتند تا ببینند، چگونگی حرکات و رفتارهای شخصیت های بازی بود. تقریبا اکثریت طرفداران انتظار داشتند تا انیمیشن های بازی The Last Of Us Part Two, یک بار دیگر سطح بالای خود را در جهان از لحاظ کیفیت و واقع گرایی نشان دهد. و درست زمانی که تریلر گیم پلی بازی به نمایش درآمد، تمامی افراد به جواب سوال خود رسیده اند. انیمیشن های حرکتی و مبارزه ای خارق العاده بوده اند. از حرکات آرام Ellie گرفته، تا جاخالی دادن ها او هنگام نبرد تن به تن تا حرکات طبیعی دشمنان در وضعیت های مختلف. انیمیشن های بازی واقعا بی نظیر کار شده اند و بیشترین شباهت را به واقعیت داشتند. حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا در تمامی لحظات بازی شاهد این چنین رفتارهای واقعی و طبیعی خواهیم بود یا این که انیمیشن های بازی عملکرد سینوسی خواهند داشت. البته صادقانه بگویم بسیار بعید میدانم که از بابت کیفیت و واقع گرایی حرکات و موشن کپچر نگرانی خاصی وجود داشته باشد و نمایش گیم پلی بازی ( با این که ملاک قطعی محسوب نمی شود ) نشان از یک بخش مبارزاتی واقعی و بی نظیر را می داد. و به احتمال فراوان ناتی داگ بار دیگر استاندارد های تعریف شده برای حرکات و انیمیشن ها در بازی های ویدیویی را یک قدم به جلو خواهد برد.

به حالت چهره Ellie نگاه کنید..دیگر نیازی به توضیح بیشتر نخواهد بود!!!

۳- بخش چند نفره لذت بخش

سوای بخش داستانی عناوین ناتی داگ، بخش چندنفره و آنلاین آنها هم اکثرا عملکرد بسیار مناسبی از خود به جای گذاشته. شاید شاهد یک بخش چندنفره بسیار عمیق و در نتیجه شلوغ نیستیم، اما به لطف گیم پلی روان و استاندارد های کلی، عناوین ناتی داگ در بخش چندنفره لنگ نمیزنند. بخش چند نفره The Last Of Us هم حالتی مشابه داشت. هر چند بخش چند نفره بازی تنها دو سه مود کلی را شامل میشد، اما به لطف مکانیزم های جذاب لذتی بالا را منتقل می ساخت. یکی از ویژگی های جالب بخش چندنفره نسخه اول، استفاده از مکانیزم های گیم پلی بخش داستانی در بخش چندنفره بود. چیزی که بسیار کم شاهد آن هستیم. از حضور قابلیت Listen mode گرفته، تا امکان ساخت و ساز یا همان Crafting و موارد دیگر. همچنین بازی تمرکز بالایی بر مخفی کاری داشت و استفاده از سلاح ها ی صدا دار بدون صدا خفه کن یا فعالیت هایی مانند دویدن، مکان فعلی شمارا به کاربران دیگر نشان می داد. در کل بخش چندنفره نسخه اول عملکرد مناسب و خوبی داشت. حال بعد از گذشت شش سال و در دوره ای که محبوبیت و گستردگی عناوین آنلاین به اوج خود رسیده است، انتظار می رود بخش چند نفره عناوین داستان محور هم کیفیت بالایی داشته باشند و طبیعتا این مسأله برای The Last Of Us Part Two هم صدق می کند.

اولین انتظار هواداران در این بخش مربوط به تعداد نقشه های بازی است. یکی از مواردی که جزء بخش های مهم تمامی بازی های چندنفره محسوب می شود. باید دید با وجود صرف تمرکز و توان بالا برای بخش داستانی، تا چه اندازه به کمیت موارد مختلف بخش چندنفره پرداخته می شود و آیا از همان اول تعداد قایل توجهی نقشه در اختیار بازیبازان قرار خواهد گرفت یا این که تمرکز اصلی سازندگان مربوط به زمان پس از عرضه است؟ البته بدیهی است سازندگان بازی در ناتی داگ از اهمیت بخش چندنفره غافل نیستند و حتما برنامه مناسب برای بالابردن جذابیت این بخش در نظر گرفته اند.

انتظار دوم از بخش چندنفره The Last Of Us Part Two این است که سعی کند در محدوده مشخصی باقی بماند و از آن خارج نشود. منظور من از محدوده مشخص تعداد مود های بازی است. برخلاف تصور فکر می کنم منطقی و عقلانی باشد که سازندگان به جای کار بر روی چندین مود متفاوت و مختلف، دو سه مود اصلی را کامل و دقیق طراحی سازند تا بازی نیز شکل منسجم تری به خود بگیرد. این اتفاق در نسخه اول رخ داد و با این که تنها شاهد دو سه مود کلی در بخش Multiplayer بودیم، به لطف عمق و طراحی خوب همان دو سه بخش، آنچنان خلأ مود های دیگر حس نمی شد. بنابراین فکر می کنم اگر سازندگان همان رویه را پیش بگیرند و تنها سه یا نهایتا چهار مود کلی در بازی قرار دهند، نتیجه خروجی بسیار استاندارد و باب میل خواهد بود.

و اما انتظار آخر از بخش چند نفره The Last Of Us Part Two این است که اهمیت پرداخت های درون برنامه ای کاهش یاید و بیشتر به ایختم های تزئینی و ظاهری خلاصه شود. متاسفانه در نسخه اول، تعدادی سلاح و البته مهارت های مختلف تنها به صورت پولی در دسترس بودند و اگر نمی خواستید هزینه ای پرداخت کنید، نمی توانستید به آن آیتم ها و مهارت ها دست پیدا کنید. مسأله جایی اذیت کننده می شد که برخی مهارت ها واقعا کاربردی بودند و اگر فردی آن مهارت ها را در اختیار داشت و شما در اختیار نداشتید، کفه ی ترازو به سمت او سنگینی می کرد. به نظرم بسیار منطقی تر است که اگر آیتم ها و تجهیزات پولی و پرداخت های برنامه ای، بیشتر به موارد تزئینی و ظاهری خلاصه شوند( مسأله ای که حتی EA نیز به انجام آن روی آورده!!! ) تا بدین ترتیب بخش چندنفره بازی بیشتر به عدالت نزدیک باشد. البته بدیهی است این مساله به تصمیم گیری مدیران و اشخاص بلند پایه استودیو بر می گردد که تا چه حد میخواهند پرداخت های درون برنامه ای در جریان بازی نقش ایفا کنند.

به صورت کلی انتظار از بخش چند نفره بازی این است که اسکلت کلی نسخه پیشین را حفظ کند و در عین حال با اضافه کردن نکات جذاب و جدید، به جذابیت این بخش بیافزاید.

اینطور که به نظر می رسد، نقش تیر و کمان در این نسخه بیشتر از نسخه اول است. همچنین امکان ساخت تیرهای مختلف مانند Explosives Arrows نیز وجود دارد که می توانند در جریان درگیری های مختلف بسیار کمک کننده باشند.

۴- مدت زمان مناسب گیم پلی و داشتن ارزش تکرار بالا

چندسالی است که بحث مدت زمان گیم پلی و یا بخش هایی مانند New game plus بسیار داغ هستند. تقریبا تمامی عناوین جهان آزاد بزرگ و برخی عناوین خطی دارای حالت New game plus هستند تا آن دسته افرادی که هنوز از تجربه بازی سیر نشده اند و از طرفی فکر می کنند پرداخت شصت دلار برای تنها یک بار بازی زیاد است، بتوانند از تجربه دوباره بازی این بار با به همراه داشتن پیشرفت ها و آیتم های خود از دور قبل لذت ببرند. همچنین مدت زمان گیم پلی بخش تک نفره هم اکثرا موضوعی داغ و بحث برانگیز بین افراد و گروه های مختلف بوده است. حال با توجه به انتظارات بسیار بالا از The Last Of Us Part Two, برخی افراد از همین الان برای تجربه بازی روز شماری کرده و در نظر دارند چندین بار بازی را به اتمام برسانند. با توجه به این مسأله و انتظارات بسیار بالای جامعه جهانی از این عنوان پیش رو، انتظار می رود مدت زمان مورد نیاز برای اتمام بازی قابل قبول و راضی کننده باشد ( فکر می کنم ۱۲-۱۵ ساعت به طور متوسط بسیار خوب است ) تا بدین ترتیب هواداران بتوانند عطش خود را فرونشانند. وجود New game plus هم می تواند ارزش تکرار بازی را بالا برود و تجربه ای جدید به مخاطبان ارائه دهد. البته هنوز هیج صحبتی در مورد وجود یا عدم وجود بخش New Game plus مطرح نشده و حتی ممکن است این بخش در بازی وجود نداشته باشد. با این وجود با توجه به جذابیت های ظاهری فوق العاده بازی و کیفیت فنی بالا، امیدوارم سازندگان در این زمینهدپ هم بتوانند مطابق انتظارات عمل کرده و نتیجه ای مطلوب را از خود به جای بگذارند.

انتظارات از بخش موسیقی بازی نیز به شدت بالاست Gustavo Santaolalla کار سختی در پیش خواهد داشت.

۵-موسیقی های شنیدنی

یکی از مواردی که در هرچه بهتر دیده شدن داستان و اتفاقات بازی در نسخه ی قبل بسیار تاثیر گذار بود، موسیقی های متن شنیدنی بازی توسط Gustavo Santaolalla بود. ترک هایی جذاب، احساسی و بسیار فوق‌العاده که حس و حال لحظات بازی را به زییایی به مخاطب منتقل می ساختند. حال تایید شده که آهنگساز این نسخه هم به مانند نسخه اول، Gustavo Santaolalla خواهد بود. پس پر بیراه نیست که اگر انتظار موسیقی های جذاب و درجه یکی را در این نسخه داشته باشیم. خصوصا این که همانطور که اشاره کردم شاهد داستانی تاریک تر و سیاه تر در این نسخه هستیم و احتمالا لحظات تراژدیک و غمگین قابل توجهی در طول داستان بازی وجود خواهد داشت. با توجه به سابقه آهنگساز بازی، انتظارات از بخش موسیقی و ساندترک های بازی نیز فوق العاده بالاست و هواداران از همین الان برای شنیدن قطعات موسیقی بازی هیجان زده هستند

مخفی کاری به مانند نسخه اول نقش پر رنگی ایفا خواهد کرد، البته بدیهی است امکان پیشبرد بازی به هر دو شکل مخفی کاری یا درگیری مستقیم وجود خواهد داشت.

۶-فریم ثابت و حداقل بودن مشکلات گرافیکی

عناوین ناتی داگ همواره از لحاظ فنی بسیار بهینه و استاندارد عمل کرده اند و کمتر شاهد مشکلات آزار دهنده ای چون افت فریم و یا باگ های متعدد و تاثیر گزار گرافیکی یا گیم پلی بوده ایم، با این وجود به علت توجه بسیار بالای مخاطبان و هواداران و انتظارات گسترده جهانی از این عنوان، مخاطبان و هواداران در بخش های مختلف به کمتر از عالی راضی نخواهند شد بنابراین بدیهی است آنها انتظار کمترین میزان مشکلات فنی و گرافیکی را دارند. با توجه به گرافیک بصری فوق العاده بازی که حیرت انگیز است، انتظارات از بخش گرافیکی بازی در کل بسیار بالاست و هواداران انتظار یک عنوان کاملا بهینه با کمترین مشکلات ممکن را دارند. البته سابقه ناتی داگ همواره نشان داده آنها کار خود را بسیار خوب بلدند و هیچگاه در هیچ بخشی کم کاری نکرده اند. همچنین با توجه به خروجی فنی سه بازی The Last Of Us, Uncharted 4 و Uncharted Lost Legacy, معتقدم این بازی نیز از لحاظ فنی عملکرد درخشانی خواهد داشت…

شاهکاری دیگر در راه است؟

سخن پایانی:

شاید مواردی مانند گیم پلی جذاب یا گرافیک هنری فوق العاده نیز می توانستند در این لیست حضور داشته باشند اما حقیقت این است که کمتر کسی است که نسبت به خوب بودن این دو بخش در ساخته های ناتی داگ تردید داشته باشد و تریلر گیم پلی بازی نیز از یک گیم پلی فوق العاده در کنار یک گرافیک هنری بی نظیر خبر می داد. هر چند بازی زمان عرضه مشخصی ندارد و برخی شایعات به عرضه بازی در اواخر امسال نیز اشاره کرده اند، با این وجود روز به روز صبر هواداران برای این بازی سخت تر خواهد شد و عطش آنها بیشتر. نظر شما چیست و آیا The Last Of Us Part Two می تواند به مانند نسخه اول تبدیل به شاهکاری در تاریخ گیم شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *